قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٤
فاصله زمان حضرت عيسى و حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله بدنيا آمدهاند يا مطلق اهل فترتاند.
١١- آنها قومى نيكوكار و فقيه و عالماند.
١٢- كسانىاند كه عجب و خود- بينى دارند.
١٣- آنها اولاد زنااند.
١٤- آنها مستضعفيناند كه حجت بر ايشان تمام نشده و تكليف تعلّق نگرفته است (مجمع، الميزان، المنار) الميزان وجه ٨ و ١٠ را باقوال ممكن الالحاق دانسته است.
ناگفته نماند: بعضى از اين اقوال ببعض ديگر داخل است و فقط قول اول و چهارم و نهم بر آيات قابل تطبيق است. اما قول دوم كه آنها ملائكهاند كلمه «رِجالٌ» در آيه مانع از آنست كه ملائكه باشند زيرا ملك بذكوريت و انوثيّت توصيف نميشود.
و قول پنجم گرچه درباره آن روايات نقل شده ولى بر آيات قابل تطبيق نيست بقيه اقوال اعتبارى ندارند.
عرم: (بفتح عين و كسر راء) «فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ» سباء: ١٦. عرم (بر وزن فلس) بمعنى كندن است در قاموس و اقرب الموارد هست: «عَرِمَ الْعَظْمَ: نَزَعَ مَا عَلَيْهِ مِنْ لَحْمٍ» يعنى آنچه گوشت در استخوان بود كند.
بنظر من «سَيْلَ الْعَرِمِ» اضافه موصوف بر صفت است و عرم بمعنى منهدم كننده و ويران كننده ميباشد يعنى:
قوم سباء از فرمان حق اعراض كردند در نتيجه سيل منهدم كننده را بر ايشان فرستاديم و دو باغ آنها را بدو باغى كه داراى ميوه تلخ و شوره گز و اندكى كنار بود مبدل كرديم.
عرم را مسنّاة كه بمعنى سيل بند است گفتهاند و نيز باران تند (المطر الشديد) و جُرَذ (بر وزن صرد) كه نوعى موش است و خلد (بر وزن قفل) (موش كور) معنى كردهاند ايضا آنرا جمع عرمه كه بمعنى سدّ است مثل كلم و