قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٠
است يعنى: آنچه مشقّت دارد و مانع آسايش است چنانكه از اقرب الموارد نقل شد.
افعال عذاب در قرآن همه از باب تفعيل آمده است و در عذاب دنيوى و اخروى هر دو بكار رفته مثل «وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» نور: ٢.
كه درباره حدّ زناكاران است ايضا «وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا» توبه: ٢٦. استعمال آن در عذاب آخرت احتياج بذكر شاهد ندارد.
عذاب در قرآن با الفاظ عظيم، مهين، اليم، مقيم، حريق، شديد و غيره توصيف شده است مثل: «لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ- ... وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ- ... وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ- ... وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ ...- وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ- وَ عَذابٌ شَدِيدٌ».
[عذاب پس از اتمام حجت]
«وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا» اسراء: ١٥. «وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ» قصص: ٥٩.
گرچه هر دو آيه درباره تعذيب منكرين رسالت در اين دنيا است ولى روشن ميشود كه عذاب آخرت نيز پس از تبليغ و اتمام حجت است. مشروح اين مطلب در «ضعف» ذيل بحث مستضعفين ديده شود.
محقق طوسى رحمه اللّه در تجريد درباره عدم عذاب اطفال كفّار فرموده:
تعذيب غير مكلّف قبيح است، علامه در شرح آن حشويّه را كه قائل بعذاب اطفال مشركيناند و نيز اشاعره را كه آنرا جايز ميدانند ردّ ميكند. و درباره قول نوح عليه السّلام كه گفته: «وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً» گفتهاند مجاز و باعتبار ما يؤل است يعنى بعد از بزرگ شدن فاجر و كافر ميشوند نه اينكه حكم كفر و فجور از طفوليت بر آنها بار است.
عذر: (بضم عين) پوزش. در اقرب الموارد گويد: عذر حجّتى است كه با آن پوزش خواسته ميشود. راغب گفته عذر آنست كه انسان بخواهد با