قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٥
مستقرّ جواهر در مجمع فرموده:
عدن و اقامت و خلود نظير هماند.
در نهايه آمده: «عدن بالمكان: اذ الزمه و لم يبرح منه» «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها» رعد: ٢٣، اين كلمه يازده بار در قرآن آمده و همه درباره بهشت آخرت است و مراد از آن خلود و دوام است، يعنى جنّات استقرار و خلود. بعضى آنرا علم جنّات گفتهاند و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منقول است:
«عَدْنٌ دَارُ اللَّهِ الَّتِي لَمْ تَرَهَا عَيْنٌ وَ لَمْ تَخْطُرْ عَلَى قَلْبِ بِشْرٍ لَا يَسْكُنُهَا غَيْرُ ثَلَاثَةٍ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طُوبَى لِمَنْ دَخَلَكَ».
و اللّه العالم.
عدو: تجاوز. راغب گفته: عدو بمعنى تجاوز و منافات التيام است، آن گاهى با قلب است كه بآن عدوات و معاداة گويند و گاهى در راه رفتن است كه عدو (دويدن) نام دارد و گاهى در عدم رعايت عدالت در معامله است كه عدوان و عدو گويند ...
«وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ» نساء: ١٥٤. بآنها گفتيم در شنبه تجاوز نكنيد و با صيد در آن روز از دستور خدا سرباز نزنيد.
«وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» بقره: ٢٢٩.
عدو در دو آيه ذيل بمعنى تجاوز است «فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ» انعام: ١٠٨. «فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً» يونس: ٩٠. ظاهرا «بَغْياً» مطلق طلب است يعنى: فرعون و لشكريانش در طلب آنان از روى تجاوز بدنبالشان رفتند.
عدوّ: دشمن. كه در قلب بانسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار ميكند «إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً» نساء: ١٠١. «إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ» يوسف: ٥.
بقول راغب دشمن دو جور است يكى آنكه بشخص عداوت دارد و بقصد دشمنى است مثل: «فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ» نساء: ٩٢. ديگرى آنكه بقصد عداوت نيست بلكه وى حالتى دارد كه شخص از آن متأذى