قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٣
شنيدم ميفرمود:
«وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتُفَرَّقَنَّ هَذِهِ الْأُمَّةُ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً كُلُّهَا فِي النَّارِ إِلَّا فِرْقَةً «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» فَهَذِهِ الَّتِي تَنْجُو مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ».
در مجمع نيز آنرا از عياشى نقل كرده است. و آن در الميزان از برهان از ذاذان از على عليه السّلام بلفظ
«يَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةُ ...».
نقل شده است. و در آخر آن هست:
«أَنَا وَ شِيعَتِي».
ايضا عياشى از يعقوب بن زيد نقل ميكند كه
«قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ قَالَ يُعْنَى: أُمَّةُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».
روايت اخير با ظاهر آيه سازگار نيست و تطبيق
«يَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةُ ...».
نيز بآن جاى گفتگو است. در اسناد رواياتيكه افتراق بسبعين گفته شده بايد دقت كرد اثبات حصر در نهايت اشكال است.
و آنگهى ظهور آيه اعم از ائمه عليهم السلام است شايد غرض از روايات بيان مصداق حقيقى و اولى آيه است مؤيد آن حديثى است كه در الميزان از درّ المنثور نقل شده كه حضرت فرمودهاند:
«إِنَّ مِنْ أُمَّتِي قَوْماً عَلَى الْحَقِّ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ مَتَى مَا نَزَلَ».
درباره «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» در مجمع از ابن عباس، سدّى، ربيع و ضحاك نقل شده: آن امّت قومى هستند در ما بعد مملكت چين، ميان آنها و چين صحرائى هست پر از ريگ روان، آنها شريعت را تغيير و تبديل نكردهاند و آن از ابى جعفر عليه السّلام منقول است.
گفتهاند: هيچ يك از آنها مال بخصوصى ندارد و همه مشتركند، شبها باران مىبارد، روزها آفتابى است زراعت ميكنند، كسى از آنها بما و از ما بآنها نميرسد ... ابن جريح گفته: شنيدهام چون بنى اسرائيل پيامبران خود را كشته و كافر گشتند طائفهاى از آنها از اين كار بيزارى كرده و اعتذار نمودند و از خدا