قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٠
طرف شىء و كشيدن بقهر است در اقرب آمده: «عتله عتلا: اخذ بمجامعه و جرّه عنيفا و جذبه» ولى بايد آن در آيه فقط بمعنى كشيدن باشد كه «خُذُوهُ» از قيد اخذ بىنياز ميكند. اين آيه قريب المضمون است با آيه «يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا» طور: ١٣.
كه دعّ بمعنى دفع و انداختن بعنف است.
«عُتُلٍ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ» قلم: ١٣.
عتلّ بضم عين و تاء و تشديد لام بمعنى بدرفتار و خشن است در مجمع فرموده: آن بمعنى بد خلق و خشن و اصل آن بمعنى دفع است. در نهايه گفته: «الشديد الجافى و الفظّ الغليظ» جوهرى گفته: «الْعُتُلُ: الغَلِيظُ الجَافِي» بد خلقى با معناى اصلى كه كشيدن و دفع است ميسازد كه بد خلق شخص را با زبان بد از خود ميراند بعضىها مثل راغب آنرا اكول منوع گفتهاند ولى ظاهرا آن با آيه مناسب نيست چنانكه ملاحظه آيات قبل روشن ميكند.
معنى آيه چنين است: با همه آنها بد رفتار و شرير است «زَنِيمٍ» چنانكه در «زنم» گفتهايم ظاهرا بمعنى شرير و لئيم است. عتله عمود آهنينى كه با آن ديوارها را ميكوبند و بقولى آهن بزرگى كه سنگ و درخت را با آن ميكنند (نهايه).
عتوّ: (بضم اول و دوم) تجاوز.
نافرمانى. «لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً» فرقان: ٢١. پيش خود خويش را بزرگ ديده و تجاوز (نافرمانى) كردند تجاوز بزرگ. «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ» طلاق:
٨. ارباب لغت گفتهاند: «عَتَا الرَّجُلُ عُتُوّاً: استكبر و جاوز الحدّ» «بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ» ملك: ٢١.
بلكه در طغيان و كنارهگيرى از حق پيوسته شدند.
عاتى و عاتيه: طاغى و متجاوز.
«وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ» حاقّة: ٦. امّا قوم عاد با بادى بسيار سرد خارج از حدّ هلاك گشتند.
«وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا» مريم:
٨. حمزه و كسائى آنرا بكسر عين و
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٤ ؛ ص٢٩١