قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٢
عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ» شعراء:
٢٢. تعبيد برده كردن است يعنى آن نعمت را بر من از اين جهت منّت مينهى كه بنى اسرائيل را برده و خدمتكار كردهاى.
«قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ» زخرف: ٨١. يعنى اگر خدا را فرزندى باشد من اولين مطيع او ميشوم ولى او را فرزندى نيست از نفى اطاعت بنفى وجود فرزند استدلال شده است.
[عبادت خدا]
عبادت بخدا چنانكه گفتيم تذلّل در پيشگاه اوست با تقديس ذات مقدّسش و آن مخصوص خداست و غير او مبرّى از نقائص نيست «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ» و «لا حول و لا قوة الا باللَّه».
ولى آن غير از احترام و تواضع است كه درباره بزرگان دين و قبور آنها و حتى در استلام و بوسيدن حجر الاسود انجام داده ميشود، احترام و تواضع در واقع «خود كم بينى» در مقابل آن چيز است ولى عبادت تقديس و تنزيه طرف ميباشد و چون اين مخصوص خداست لذا عبادت مخصوص اوست.
بت پرستان معبودات خويش را تقديس كرده و آنها را در تدبير عالم دخيل ميدانستند و شفعاء و مقرّب خيال ميكردند چنانكه مشروحا در «شرك» گذشت قرآن در مقام ردّ ميفرمايد: اينها نمىبينند و نمىشنوند و نفع و ضررى ندارند و شفيع و مقرّب نمىباشند و دخالتى در تدبير عالم ندارند، شما بى جا و از خودتان چنين چيزها را تراشيدهايد «إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ» نجم: ٢٣.
از طرف ديگر با كمى توجه خواهيم ديد كه عبادت خاص خداست زيرا بشر يا بجماد عبادت خواهد كرد و يا بزنده مثلا اگر بجماد و بت ستايش كند كار بىفايده كرده و بآنچه دركى و شعورى ندارد تذلّل كرده و تقديس نموده و مقام بشريت و عقل را پائين