قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨١
عبد را در قرآن دو جمع هست:
عباد، عبيد «وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» بقره:
٢٠٧. «وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» ق: ٢٩.
عباد در همه جاى قرآن در بنده خدا بكار رفته اعمّ از مملوك و مطيع مگر در آيه «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ» نور: ٣٢. در كشّاف گويد: بعضى آنرا «عبيدكم» خوانده است و نيز در آيه «كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ» آل عمران: ٧٩. اين كلمه گاهى بر جمادات نيز اطلاق شده مثل: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ» اعراف: ١٩٤. شايد مراد از آن مملوكيّت باشد و آيه «قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيها إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبادِ» غافر: ٤٨. شامل همه است اعمّ از بنده طاعتى و تسخيرى.
راغب مدّعى است كه عباد جمع عبد بمعنى عابد است ولى چنانكه ديديم قرآن آنرا تصديق نميكند در اقرب الموارد گفته: عبديكه مضاف بخداست گاهى مخصوص است بجمع بلفظ عباد و عبد مضاف بغير خدا بلفظ عبيد و غالب استعمال چنين است.
امّا عبيد: «وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» حجّ: ١٠. اين كلمه پنج بار در قرآن مجيد آمده همه با كلمه ظلّام و همه در نفى ظلم از خداوند، ظاهرا آن بمعنى عباد است و فرقى با آن ندارد و در قرآن شامل همه بندگان خداست اعمّ از مطيع و مملوك.
راغب گويد: آن جمع عبد بمعنى مملوك است ولى ديگران چنين نگفتهاند در صحاح و اقرب جمع عبد را عبدون، عباد، عبدان، اعبد و غيره خوانده و گفتهاند عبيد جمع عزيز و كمياب است.
عابد و عابدون: آنگاه كه نسبت بخدا داده شده شامل مطلق مطيع است اعم از فرمانبر و تنزيه كننده و گاهى بمعنى خدمتكار و برده نيز آمده است نظير: «فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ» كه بمعنى خدمتكار و برده است لذاست كه موسى عليه السّلام بفرعون فرمود: «وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها