قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٩
است كه توده ابرى ظاهر شد و عذاب بوسيله آن محوشان كرد ظاهر آنست كه ابر بر آنها سايه افكند و در زير آن قرار گرفتند سپس عذاب شروع گرديد.
جمع آن ظلل (بضم ظاء و فتح لام) است «وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» لقمان: ٣٢.
«انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ. لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ» مرسلات:
٣٠- ٣١. ظاهرا مراد از ظل سايهايست كه از دود تشكيل شده كه درباره دوزخيان فرموده: «وَ ظِلٍ مِنْ يَحْمُومٍ. لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ» واقعة: ٤٣ و ٤٤. و «لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ» بجاى «لا ظَلِيلٍ» است، علت سه شعبه بودن دخان معلوم نيست بنظر ميايد كه اولى معلول عدم توحيد، دومى معلول عدم عمل و سومى معلول عدم ايمان بآخرت باشد كه در كفّار هيچ يك از سه اصل «آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً» بقره: ٦٢. وجود ندارد. در صافى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده كه «ظِلٍ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ» را دخان آتش فرمودهاند. يعنى: برويد بسوى سايه سه شعبه از دود كه گوارا و خوش آيند نيست و از شعله آتش مانع نميباشد.
«أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا. ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً» فرقان: ٤٥ و ٤٦. مد ظلّ امتداد آن است در اثر انحراف شمس و ظاهرا شب نيز در آن امتداد داخل است و سكون آن بنظرم پيوسته بودن شب است مثل «إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ» قصص: ٧١. علم بوجود سايه بسته بوجود خورشيد است و گرنه ظلمت و سايه محسوس نميشد «قَبَضْناهُ إِلَيْنا ...» ظاهرا مراد از آن آمدن آفتاب است كه بتدريج ظلمت شب را بر مىچيند.
يعنى: آيا نديدى كه پروردگارت چگونه سايه را امتداد داد و آنرا مبدّل بظلمت كرد، اگر ميخواست ظلمت را دائمى ميكرد، آنگاه آفتاب را