قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٩
بقره: ٢٦٠. آيه درباره سؤال حضرت ابراهيم عليه السّلام است راجع بمعاينه احياء اموات. ناگفته نماند علم با شنيدن غير از علم با ديدن است، انسان اگر بوقوع چيزى علم پيدا كرد چون برأى العين آنرا نديده آن اطمينان و آرامش را كه با ديدن حاصل ميشود نخواهد داشت. لذا آنحضرت گفت: اى خدا آرى ايمان آوردهام ولى ميخواهم با چشم به بينم تا خاطرم آرام باشد.
و اللّه العالم.
ممكن است سؤال راجع بكيفيت باشد مثلا. بنائى ادعاى ساختن هفتاد مرتبه ساختمان ميكند. چون راستگوست بگفتهاش ايمان مياوريم ولى ميخواهيم با چشم خود ساختن آنرا به بينيم.
«الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوبُ» رعد: ٢٨.
بنظر ميايد باء «بِذِكْرِ» در هر دو مورد براى سبب باشد يعنى آنانكه ايمان آوردهاند و قلبشان بواسطه ياد خدا آرام ميگيرد بدان، بواسطه ياد خدا قلوب آرام ميشوند. انسان چون خدا را ياد كند و زمام همه امور و دفع شرّ و جلب نفع را مطلقا در دست او بداند، بخدا رو مياورد و قلبش آرام ميشود. و شايد مراد از ذكر ياد آورى و عبادت باشد، شخص در اثر ذكر دائمى و عبادت خداوند بتمام مقدرات مؤمن شده و در حال سختى و رفاه چون بخدا اميدوار است قلبش مطمئن آرام ميشود و آن عبارت اخراى سكينه است كه فرموده:
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً» فتح: ٤.
«إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌ بِالْإِيمانِ» نحل: ١٠٦. ظاهرا باء در بِالْإِيمانِ بمعنى سبب است يعنى مگر آنكه كسى بكار خلاف مجبور شود در حاليكه قلبش بواسطه ايمان آرام و بى دغدغه است.
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً. فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» فجر: ٢٧- ٣٠.
در آيات ما قبل سخن از ندامت