قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٣
و جايز نيست ناسخ پيش از منسوخ باشد مضافا بر اينكه روايت شده سوره مائده ناسخ است نه منسوخ ... و دليل بر عدم نسخ آن روايت جواز متعه است كه گذشت و اصحاب بآن عمل كردهاند و در آيه متعه گذشت كه متعه نكاح است.
بلى اگر گفته شود: «لا تُمْسِكُوا» مخصص مقدّم است. بوسيله آن نكاح دائم از اطلاق «وَ الْمُحْصَناتُ» خارج ميشود كه دلالت بر نهى از امساك علقه دارد و آن منطبق بر نكاح دائم است.
آرى ميشود آيه «لا تُمْسِكُوا» را مخصص مقدم دانست.
٢- در روايت محمد بن مسلم هست از امام باقر عليه السّلام از نصاراى عرب پرسيدم كه ذبائحشان را ميشود خورد؟
فرمود: على عليه السّلام از ذبائح و شكار و نكاحشان نهى ميكرد.
از اينگونه روايات بسيار است و ما آنها را از وسائل نقل كرديم.
طعن: زدن با نيزه ... بطور استعاره در عيبگوئى و عيب گرفتن بكار ميرود (راغب). «وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ...» توبه: ١٢. اگر پيمان خويش را شكستند و در دينتان عيب گرفتند با پيشوايان كفر بجنگيد. اين كلمه فقط دو بار در قرآن آمده است: توبه: ١٢، نساء: ٤٦.
طغيان: تجاوز از حدّ. «طَغَى طُغْيَاناً: جاوز القدر و الحدّ». راغب آنرا تجاوز حدّ در گناه ميداند و در طغيان آب استعاره گفته است. طبرسى فرموده: طغيان از «طَغَى الْمَاءُ يَطْغَى» بمعنى تجاوز از حدّ است. در قرآن فقط در طغيان آدمى و طغيان آب بكار رفته است. و نيز در توزين مثل:
«أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ» رحمن: ٨. بنظر نگارنده معنى آن مطلق تجاوز از حدّ است و آن با گناه و طغيان آب و غيره تطبيق ميشود كه گناهكار از حد خويش تجاوز كرده و گرنه حدّ او انسانيت و نيكو كارى است. «اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى» طه: ٢٤. «إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ» حاقة: ١١.