قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٠
شده كه حضرت سجاد و حضرت صادق عليهما السلام آنرا از بين رفتن علماء و فقهاء و اخيار فرمودهاند. در تفاسير اهل سنت نيز اين مضمون نقل شده است.
در الميزان قول فوق را اختيار و روايات را بدون اظهار نظر نقل كرده است. بنظر ميايد مقصود از روايات بعضى از مصاديق آيه است.
در مجمع چند قول نقل شده از جمله هلاكت مردمان و فقد علماء است.
و اما اينكه مراد نقصان خود زمين و غبار شدن و از بين رفتن اطراف آن باشد از دو آيه بدست نميآيد بلكه زمين پيوسته در انبساط و بزرك شدن است و وزن آن نيز كه نور آفتاب پيوسته در آن جذب ميشود رو بافزايش است.
طرق: كوبيدن. مثل كوبيدن آهن و در زدن. در اقرب آمده: «طَرَقَهُ طَرْقاً: ضَرَبَهُ بِالْمِطْرَقَةِ- طَرَقَ الْبَابَ:
قَرَعَهُ». راه را از آن طريق گويند كه رهگذران آنرا با پا ميكوبند.
«أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً» طه: ٧٧. يعنى بندگان مرا شبانه راه ببر و براى آنها راه خشكى در دريا بجوى.
طريق بمعنى راه حق و دين نيز بكار ميرود نحو «يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ» احقاف: ٣٠. و آن مذكر و مؤنث هر دو بكار ميرود.
طريقه: بمعنى مذهب و حالت و غيره است «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً» جنّ: ١٦. و اگر جنّ و انس در طريقه حق پايدار مىبودند با آب فراوان آبشان ميداديم ظاهرا مراد آن است كه آنها را در دنيا وسعت و راحتى ميداديم مثل «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» اعراف:
٩٦.
«إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً» طه: ١٠٤. امثل بمعنى افضل است گوئى مراد از طريقه رأى و نظر است يعنى: آنكه در رأى از ديگران