قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٣
نشده است.
ضير: ضرر رساندن. «ضَارَهُ الْأَمْرُ ضَيْراً: أَضَرَّ بِهِ» «قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ» شعراء: ٥٠. گفتند:
در اينكه ما را بكشى ضررى نيست كه ما در آنصورت بسوى پروردگار خويش بر ميگرديم. طبرسى آنرا ضرر فرموده و ضير و ضرّ را يكى ميداند.
ضيزى: وصف است بمعنى ناقص و ظالمانه. «تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى» نجم: ٢٢. آن كار در آنصورت تقسيمى است ناقص و ظالمانه. بعضى آنرا ضئزى با همزه خواندهاند طبرسى آنرا غير عادله و جائرانه فرموده است.
در قاموس گويد: «قِسْمَةٌ ضِيزى اى ناقصة». اين لفظ در كلام اللّه بيشتر از يكبار نيامده است.
ضيع: تباه شدن. «ضَاعَ الشَّىْءُ ضَيْعاً: فُقِدَ وَ هَلَكَ وَ تَلِفَ وَ صَارَ مُهْمَلًا» «إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ» اعراف:
١٧٠. ممكن است گاهى مراد از آن ترك باشد مثل: «أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ» مريم: ٥٩. گفتهاند يعنى نماز را ترك كردند در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل است كه آنرا با تأخير از وقت تباه كردند نه با ترك.
آيه «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ» بقره: ١٤٣. راجع باعمالى است كه پيش از تحوّل قبله رو به بيت المقدس انجام داده بودند شايد مراد از ايمان عمل باشد و شايد همان ايمان باشد يعنى: خدا عمل و ايمان شما را كه پيش از تحوّل قبله انجام دادهايد ضايع و تباه و بى اثر نميكند. همه موارد استعمال اين كلمه در قرآن درباره تباه نشدن اعمال اهل ايمان است.
مگر آيه ٥٩ مريم كه نقل شد.
ضيف: ميهمان. «وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ» حجر: ٥١. اصل ضيف چنانكه راغب گفته بمعنى ميل است «ضَافَ إِلَى كَذَا» يعنى بسوى آن ميل كرد. علت تسميه ميهمان بضيف آن است كه بطرف انسان ميل ميكند و بمنزل او وارد ميشود.
در مفردات و اقرب گفته: ضيف چون در اصل مصدر است لذا مفرد