قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٤
گرديد و فريفته شد ديگرى او را متذكر گرداند و از خدا بترساند اين براى آنست كه احساسات در زن غلبه دارد شايد او را گول زده و بترك شهادت يا تغيير آن وا دارند. اين معنى در صورت فتح الف نيز درست است.
لفظ ضلال در آيات با چهار وصف: مبين، بعيد، قديم، كبير، توصيف شده است مثل «إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ» انعام: ٧٤.
«ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ» ابراهيم: ١٨.
«إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ» يوسف: ٩٥.
«إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ» ملك: ٩.
اين وصفها راجع بمطلب صدر آيات است و وصف بعيد نوعا درباره شرك و كفر بقيامت و كفر بخدا بكار رفته مثل «إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ» شورى: ١٨. «وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَ ضَلالًا بَعِيداً» نساء: ١١٦. و نيز فرموده: «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَ ضَلالًا بَعِيداً» نساء: ١٣٦. «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى. وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى» ضحى: ٦ و ٧. اين دو آيه راجع بحضرت رسول صلى اللّه عليه و آله است.
نظير اين قول موسى عليه السّلام است كه در جواب اعتراض فرعون كه يك نفر قبطى را كشتهاى! فرمود: «فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ» شعراء: ٢٠.
بايد دانست: مراد از ضلال پيوسته انحراف دينى و عملى يعنى كفر و معصيت نيست بلكه ضلال اعم از اين دو معنى است. پسران يعقوب ميگفتند:
«لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ» يوسف: ٨ منظورشان اين بود: كثرت علاقه پدرمان نسبت بيوسف و برادرش با آنكه ما گروهى قوى و كار كن هستيم انحراف و مبالغه است. هكذا آنگاه كه كاروان از مصر بسوى كنعان رهسپار شد و خير پيدا شدن يوسف و نيز پيراهن وى را همراه داشت، يعقوب فرمود: اگر سفيهم نشماريد من بوى يوسف را احساس ميكنم.
گفتند: «تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ»