قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٠
ناگفته نماند: آنگاه كه مقابل سرّاء و نعمت آمده مطلب روشن است و مراد از آن گرفتارى و بيچارگى است مثل «قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ» يعنى بپدران ما شادى و سختى هر دو رسيد. ولى آنگاه كه در رديف بأساء آيد چنانكه گذشت مراد از آن چيست؟
در «بأساء» از ازهرى نقل شد:
كه آن در سختيهائى گفته ميشود كه خارج از بدن باشد مثل گرفتارى در اموال و غيره، و ضرّآء در گرفتاريهاى بدنى است مثل مرض، و غيره طبرسى رحمه اللّه در ذيل آيه ١٧٧ بقره بأساء را فقر، ضرّآء را بيمارى و درد گفته است. هكذا در جوامع الجامع.
بنظر من: اين فرق در صورت جمع شدن با بأساء است و گرنه ضرّاء چنانكه از قاموس، صحاح و اقرب نقل شد شامل سختيهاى بدنى و غيره است. در صحيفه سجّاديه دعاى ٤٧ آمده:
«وَ ابْنِ بِهِ الضَّرَّاءِ مِنْ سَبِيلِكَ».
يعنى بواسطه امام گرفتارى و سختى را از راه خود (كه راه حق است) كنار كن. در اينجا نيز ضراء در سختىهاى غير بدنى است.
ضرع: تضرّع بمعنى تذلّل است.
در قاموس و اقرب آمده: «تَضَرَّعَ إِلَى اللَّهِ» يعنى ابتهال و تذلّل كرد و بقولى خود را در معرض طلب حاجت قرار داد. ايضا در قاموس گويد:
«ضَرَعَ ضَرْعاً و ضَرَاعة: خضع و ذلّ و استكان».
«فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ» انعام: ٤٣. آنگاه كه عذاب ما بآنها رسيد چرا تذلّل نكردند؟ چرا بدرگاه خدا زارى نكردند؟!، ليكن دلهاى آنها سخت گرديد. «وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ» مؤمنون: ٧٦. استكانت چنانكه در مجمع فرموده بمعنى خضوع است يعنى: هر آينه آنها را بعذاب گرفتار كرديم بپروردگارشان خاضع و تسليم نشدند و تضرع و زارى نكردند على هذا استكانت امر قلبى و تضرع،