قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧١
ض
ضاد: پانزدهمين حرف از الفباى عربى و هجدهمين حرف از الفباى فارسى است. جزء كلمه واقع ميشود.
بتنهائى معنائى ندارد. در حساب ابجد بجاى هشتصد است.
ضأن: گوسفند. «ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ» انعام: ١٤٣. ضأن مطلق گوسفند و معز مطلق بز است معنى آيه در «ذكر» بمناسبت «قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ» گفته شد اين كلمه فقط يكبار در قرآن آمده است گويند: «أَضْأَنَ الرَّجُلُ» يعنى گوسفندش زياد شد.
ضَبْح: «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً. فَالْمُورِياتِ قَدْحاً» عاديات: ١ و ٢. ضبح بمعنى صدا است. ضباح بضمّ ضاد صداى روباه است. ابن اثير در نهايه از حديث ابن مسعود نقل ميكند:
«لَا يَخْرُجَنَّ أَحَدُكُمْ بِلَيْلٍ إِلَى ضَبْحِهِ فَلَعَلَّهُ يُصِيبُهُ مَكْرُوهٌ».
يعنى: كسى از شما با شنيدن صدائى شب از منزل بيرون نشود شايد مكروهى بوى رسد.
و از ابن زبير نقل كرده:
«قَاتَلَ اللَّهُ فُلَاناً ضَبَحَ ضَبْحَةَ الثَّعْلَبِ وَ قَبَعَ قَبْعَةَ الْقُنْفُذِ».
خدا او را بكشد مانند روباه صدا كرد و همچون خار پشت در پوست خود فرو رفت و از شعر ابى طالب عليه السّلام نقل كرده:
«فَإِنِّي وَ الضَّوَابِحِ كُلَّ يَوْمٍ»
ميگويد: آنحضرت در اين شعر قسم ياد كرده بآنانكه در قرائت صداى خويش را بلند ميكنند.
ضبح را در آيه: صداى نفس اسبان (حمحمه اسبان در حين تاختن) گفتهاند. طبرسى حمحمه معنى كرده معنى آيات انشاء اللّه در «عدو» خواهد آمد.
ضجع: دراز كشيدن (خوابيدن) «ضَجَعَ الرَّجُلُ ضَجْعاً وَ ضُجُوعاً: وَضَعَ