قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٥
كلام اللّه آمده است.
صوف: پشم. «وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى حِينٍ» نحل: ٨٠. يعنى از پشم و كرك و موى چهارپايان وسائل خانه و متاع بدست مياوريد تا وقتى.
در «شعر» گذشت كه صوف در گوسفند، و بر در شتر، شعر در بز است اين لفظ بصورت جمع تنها يكبار در قرآن يافته است.
صوم: روزه. همچنين است صيام.
اصل آن امساك از مطلق فعل است خوردن باشد، يا گفتن، يا رفتن، لذا باسبى كه از خوردن و راه رفتن خود دارى كند گويند: صائم. شاعر گويد:
خَيْلٌ صِيَامٌ وَ أُخْرَى غَيْرُ صَائِمَةٍ
(راغب) در اقرب الموارد نيز گويد: اصل آن امساك از مطلق فعل است.
در مجمع فرموده: صوم در لغت بمعنى امساك است و از آن به سكوت صوم گويند. ابن دريد گفته: هر چه از حركت ايستاد صوم گرفته. نابغه گويد:
خيل صيام و خيل غير صائمة
تحت العجاج و اخرى تعلك اللّجما
يعنى زير غبار اسبانى بى حركت و اسبانى در تلاشاند. وعدهاى ايستاده و لگام خويش را ميجوند. «صَامَتِ الرِّيحُ» يعنى باد ايستاد. «صَامَتِ الشَّمْسُ» آفتاب در وسط روز ايستاد ...
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» بقره: ١٨٣.
صوم اسلامى امساك مخصوصى است از طعام و چيزهاى ديگر كه در كتب فقه مذكور است از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن شب بپايان ميرسد «وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ» بقره: ١٨٧.
جمله «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» دليل آنست كه روزه در امّتهاى گذشته نيز بوده است. در الميزان فرموده: اين جمله فقط در مقام تنظير است بر كيفيّت صوم امم گذشته و