قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٠
كه بمعابد يهود صلوات گويند كه در آيه: «لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ» حج: ٤٠. آمده است و در «بيع» گذشت در مجمع فرموده: اصل آن صلوه است (بر وزن عروه) در تعريب صلوة شده. در اقرب الموارد گويد:
اصل آن در عبرى صلوتا است. امام صادق عليه السّلام صلوات را بضم صاد و لام خواندهاند بمعنى حصون و بناهاى مرتفع.
صلى: ملازمت. «صَلَى الرَّجُلُ النَّارَ: لَزِمَهَا» (مجمع). بريان كردن نيز گفتهاند: «صَلَى اللَّحْمَ: شَوَاهُ» دخول، سوختن، چشيدن عذاب آتش نيز گفتهاند.
ملازمت و دخول بآيات قرآن مناسب است «فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً. وَ يَصْلى سَعِيراً» انشقاق: ١١ و ١٢. بزودى وا هلاكا گويد و ملازم آتش مشتعل گردد. «سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ» مسد: ٣.
بآتش شعلهدار ملازم ميشود.
«اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ» يس: ٦٤. در اثر كفرتان ملازم جهنّم شويد. «ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ» حاقه: ٣١.
سپس او را ملازم جحيم كنيد.
صال: (اسم فاعل) ملازم و داخل «إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ» صافات:
١٦٣.
اصطلاء: گرم شدن با آتش «لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ» قصص: ٢٩. شايد از آن خبرى بياورم يا تكهاى از آتش كه شايد گرم شويد. همچنين است آيه ٧ سوره نمل.
صمت: «سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ» اعراف: ١٩٣. صمت بفتح (ص) بمعنى سكوت است يعنى:
يكسان است بر شما چه آنها را بخوانيد و چه ساكت باشيد.
صمد: (بفتح ص- م) بى نياز.
معناى لازم صمد همان بى نياز است كه خواهيم گفت.
«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» سوره اخلاص.
صمد (بر وزن فلس) مصدر است