قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٤
گفتند ما گوسفندان خود را آب نميدهيم تا چوپانها مواشى خود را از آب بر گردانند. پدر ما پيرى بزرگ است. و بنا بر دوم اين است ... تا چوپانها از آب بر گردند.
«يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ» زلزله: ٦. ممكن است «يصدر» بمعنى حدوث باشد يعنى آنروز مردم بطور پراكنده و متفرق حادث و ظاهر ميشوند. و شايد بمعنى بروز باشد يعنى «يصدر الناس من الارض اشتاتا» چنانكه در آيه ديگر آمده «وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً ... وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» ابراهيم: ٢١ و ٤٨. و نيز آمده «يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً» معارج:
٤٣. در «شتت» گفتيم: ظاهرا مراد از اشتات متفرق و بى نظم بودن است چنانكه فرموده «يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ» قمر: ٧. حدوث و بروز نزديك بهماند.
آياتى هست درباره سعه صدر و تنگى آن و اينكه خدا شرح صدر عطا ميكند و سينه را تنگ ميگرداند. نظير «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» شرح: ١.
«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي» طه: ٢٥.
ايضا «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً ...» انعام:
١٢٥. و مثل «وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي» شعراء: ١٣.
مراد از صدر در اين آيات چيست؟
آيا سينه است يا قلب و باعتبار حال و محل قلب را صدر خوانده است؟
بنظر ميايد: منظور سعه و ضيق قلب است و باعتبار آنكه قلب در سينه است صدر گفته شده و اينكه بعضىها قلب را بمعنى نفس گرفتهاند بدليل اينكه درك و فهم و غيره مال نفس است نه قلب در «قلب» شرح داده خواهد شد.
در بعضى از آيات افعالى بصدر نسبت داده شده نظير «يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ» غافر:
١٩. «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ ما تُكِنُ صُدُورُهُمْ