قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٣٩
موردى است كه با ضرر رسانيدن به ديگرى، نفعى عايد شخص نشود. بنابر
قول چهارم ضرر و ضرار داراى معناى واحد هستند. اين چهار معنا در نهايه ابن اثير هم
ديده مىشود.
صاحب قاموس، معناى پنجمى براى ضرار آورده و آن را معادل «ضيق» گرفته
است.
در معناى ششم، ضرار به معناى اضرار عمدى و ضرر مشتمل بر اضرار عمدى و
غير عمدى است و چنانچه در مقابل هم قرار گيرند، ضرر، زيان زدن غير ارادى است و
ضرار، زيان زدن ارادى. مرحوم محقق نايينى ظاهرا اين معنا را پذيرفته است. [١]
امام خمينى در كتاب الرسائل، [٢] در تحت عنوان فوق، فرق بين ضرر و ضرار را
چنين بيان كرده است:
غالب استعمالات ضرر و مشتقات آن مالى يا نفسى است، ولى كاربرد ضرار و
مشتقاتش در تضييق، اهمال، حرج، سختى و كلفت شايع و رايج است. پس ضرار به معناى
اخير غلبه دارد. در قرآن مجيد هم هر جا كلمه ضرر استعمال شده به معناى ضرر مالى و
جانى آمده است؛ ولى هر جا كلمه ضرار آمده به معناى تضييق و ايصال حرج است؛ مانند
آيه شريفه «لٰا
تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا» و آيه نازل در خصوص مسجد ضرار:
«وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرٰاراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً
بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصٰاداً لِمَنْ حٰارَبَ اللّٰهَ وَ
رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنٰا إِلَّا الْحُسْنىٰ
وَ اللّٰهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكٰاذِبُونَ». [٣]
شأن نزول آيه فوق اين است كه دوازده نفر از منافقان كه در رأس آنها
ثعلب بن حاطب و وديعة بن ثابت بودند به سفارش ابو عامر راهب مىخواستند در مقابل
مسجد قبا در مدينه مسجدى بنا كنند و پيغمبر (ص) را دعوت كنند كه در آن مسجد نماز
افتتاحيه بخواند و در واقع قصد داشتند مسجد قبا را از اعتبار بيندازند. ابو عامر
راهب از اشراف خزرج بود كه قبل از هجرت پيغمبر (ص) به مدينه، هميشه در نعت و منقبت
رسول خدا (ص) تبليغ مىكرد تا اين كه پيغمبر (ص) به مدينه هجرت فرمود؛ اما زمانى
كه مردم به پيغمبر (ص) رو آوردند موجب حسد ابو عامر شد؛ به طورى كه رسالت آن
[١] ر.ك: منية الطالب، ج ٢،ص ١٩٩ و بحوث فقهيه، ص ١٨٦.
[٢] خمينى، روح اللّه رسائل، ج ١، ص ٣١ و سبحانى، جعفر، تهذيب الاصول، ج ٣،ص ٩٤.
[٣] توبه، ١٠٧:آنانكه برگرفتند مسجدى تا بيازارند و كفر بورزند و ميان مؤمنان جدايى افكنند، كمينگاهى براى آنان كه با خدا و پيغمبرش نبرد كردند از پيش و همانا سوگند خوردندنخواستيم جز نيكوكارى و خدا گواه است كه آنان دروغگويانند.