قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٦٨
تعريف اصطلاحات فوق به اختصار چنين است:
الف) حق غير مالى، حقى است كه هدف آن رفع نيازمندىهاى عاطفى و
اخلاقى انسان است، مانند حق زوجيت و ولايت و حضانت. اين حقوق قابل معامله و
دادوستد نيستند.
ب) حق مالى، امتيازى است كه حقوق هر كشور به منظور تأمين نيازهاى
مادى اشخاص به آنها مىدهد. اين دسته حقوق بر خلاف دسته نخستين، قابل مبادله و
معاوضه به پولند، مانند حق مالكيت، حق انتفاع و حق ارتفاق.
ج) حق عينى، سلطهاى است كه شخص نسبت به چيزى دارد. حق عينى بر دو
قسم است:
- حق عينى اصلى كه به شخص اختيار استعمال و انتفاع از چيزى را به طور
كامل يا ناقص مىدهد. كاملترين اين
نوع حق، مالكيت اشيا است.
حق
انتفاع و حق ارتفاق از شاخههاى مالكيت است.
- حق عينى تبعى، حقى است كه به موجب آن، عين معينى وثيقه طلب قرار مىگيرد
و طلبكار را محق مىسازد كه در صورت خوددارى مديون از پرداخت دين، طلب خود را از
آن محل استيفا كند.
د) حق دينى، حقى است كه شخص نسبت به ديگرى پيدا مىكند و به موجب آن
مىتواند انجام كارى را از او بخواهد. موضوع حق دينى مىتواند: ١) انتقال مال، ٢)
انجام دادن كار، يا ٣) خوددارى از انجام دادن كار باشد. [١]
به نظر مىرسد تقسيمبندى مذكور از برخى جنبهها قابل خدشه است؛ چرا
كه اولا حقوقى وجود دارند كه در هيچ يك از اقسام فوق قرار نمىگيرند؛ مانند حق
خيار. فقها در تعريف حق خيار گفتهاند: «حقّ فسخ العقد». [٢] حق خيار نه حق عينى است و نه حق دينى.
حق عينى نيست چون صاحب خيار هيچ گونه سلطهاى نسبت به عين ندارد و
اگر طرف مقابل عين را بفروشد، معامله باطل نيست و از طرفى، حق دينى نيز نمىتواند
باشد؛ چرا كه صاحب خيار از كسى طلبى ندارد تا مطالبه كند. حق شفعه نيز همين طور
است. حقوقى نظير حق تأليف و مالكيت سهام در شركتهاى سهامى نيز چنين هستند.
به علاوه در اين تقسيم، ملك، يكى از اقسام حق قرار مىگيرد، در حالى
كه ويژگىهاى ملك كاملا با ويژگىهاى حق متفاوت است؛ از جمله اين كه ملك قابل هر
[١] كاتوزيان، ناصر، مقدمه علم حقوق، ص ٢٦٠- ٢٥٦.
[٢] مكاسب، ص ٢١٤.