قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٦٠
در فقه اماميه، انفال به شرح زير تقسيم شدهاند:
١. زمينهايى كه بدون جنگ و خونريزى به تصرف مسلمانان درآمده يا ساكنانش
آن را به اختيار تحويل مسلمانان دادهاند و به اصطلاح فقهى مسلمانان براى دست
يافتن به آنها اسبان و شتران نتاختهاند. [١] اين دسته اراضى را «فىء» نيز مىگويند
كه به معناى ارمغان و چيز اهدايى است، در مقابل «غنيمت» كه با جنگ
به دست لشكر پيروز مىافتد.
٢. زمينهايى كه صاحبانشان، آنها را رها و كوچ كردهاند.
٣. زمينهاى موات.
٤. قله كوهها و نيزارها و سواحل درياها.
٥. اموال خصوصى ملوك و پادشاهان كه به دست ارتش اسلام مىافتد، اعم از
منقول (صوافى) يا غير منقول (قطايع).
٦. غنايم جنگى كه مسلمانان قبل از تقسيم، بدون اجازه و اذن امام به چنگ
آوردهاند.
٧. ميراث كسانى كه وارث ندارند.
٨. معادن. در مورد
معادن ميان فقها اختلاف نظر وجود دارد.
مشهور
معتقدند معادنى كه در غير اراضى انفال يا اراضى داراى مالكيت خصوصى يافت مىشوند،
جزء مباحات هستند و همه كس مىتواند از طريق حيازت يا احيا، مالك آنها شود و يك
پنجم آن را به امام تقديم كند؛ ولى بعضى معتقدند كه معادن مطلقا جزء انفال محسوب
مىگردد. [٢]
معادن بر دو قسمند، معادن روزمينى و معادن زيرزمينى. معادن روزمينى
معادن هستند كه بهرهبردارى از آنها نيازى به عمليات ندارد، مانند معادن نمك و
شن. اينگونه اشيا كه منقول محسوب مىشوند بنا بر نظريه مشهور، مشمول قاعده حيازتند
و از طريق حيازت به تملك درمىآيند.
معادن زيرزمينى آنهايى هستند كه استخراجشان نياز به عمليات حفارى
دارد، مانند
پيامبر و ... است (انفال، ١).
[١] «لم توجف عليها بخيل و لا ركاب». اين جمله از آيه ٧ سوره حشر وارد فقه گرديده كه مىگويد: «مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِمِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لٰارِكٰابٍ»: آنچهخداوند از دارايى ايشان به پيامبرش ارمغان داده است، شما اسبان و شترانى را براىآن به تاخت در نياورديد (منظور آناست كه از طريق جنگ تصرف نكردهايد).
[٢] الروضة البهيه، ج ٢، ص ٨٥.