سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٨
هَيهاتَ! أن أطلَعَ بِكُم سَرارَ العَدلِ أو اُقيمَ اعوِجاجَ الحَقِّ . [١] هيهات كه به يارى شما تاريكى را از چهره عدالت بزدايم و كجى اى را كه در حق راه يافته، راست نمايم! چرا آنان را درد جانكاه حيات سياسى خود دانسته، مى فرمود: اُريدُ اُداوي بِكُم وأنتُم دائي . [٢] مى خواهم به وسيله شما درمان كنم؛ امّا شما درد من هستيد . و از نافرمانى ها و سركشى ها ناله مى كرد و مى فرمود: مُنيتُ بِمَن لا يُطيعُ . [٣] به كسانى مبتلا شده ام كه پيروى نمى كنند . و از گرايش هاى پراكنده، وانبوه بى ثمرِ حضور با دل هاىِ ناپيوسته شان شكوه مى كرد و مى فرمود: لا غِناءَ في كَثْرةِ عَدَدِكُم مَعَ قِلَّةِ اجتِماعِ قُلوبِكُم . [٤] بى نيازى با شمارِ بسيارتان نيست ، با آن كه دل هايتان ، كم به هم پيوسته است . و داشتن يارانى اندك در حدّ نيروهاى بدر را تمنّا مى كرد و مى فرمود: لو كانَ لي بِعَدَدِ أهلِ بَدرٍ ... . [٥] اگر يارانى به تعداد بدريان داشتم... . و...؟ بارى! آن همه واپسگرايى، پس از آن رويكرد شگفت در هنگامه بيعت، ريشه در چه داشت؟
[١] بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ٧ ، ص ٣٨ (هيهات كه بامداد عدل ، با شما آشكار شود!).[٢] بنگريد به: دانش نامه امير المؤمنين : ج ٦ ، ص ٢٦٥ (آغاز برانگيخته شدن اعتراض) .[٣] بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ٧ ، ص ٣٣ (گرفتار نافرمانان) .[٤] بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ٧ ، ص ٣٦ (سپاهِ فراوان ، امّا بى ثمر) .[٥] بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ٧ ، ص ٤١ (آرزوى يارانى به تعداد اهل بدر) .