سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢
الناسِ أن يَسمَعوا لَهُ وأن يُطيعوا ، وأن يُجيبوا إذا دُعوا . [١] بر امام لازم است كه طبق آنچه خداوند مقرّر كرده است ، حكومت كند و امانتى را كه خداوند به او سپرده ، ادا نمايد . هرگاه چنين كرد ، بر مردم واجب است كه سخنش را بپذيرند و فرمانش را اطاعت كنند و هنگامى كه فراخوانده مى شوند ، اجابت نمايند . در اين سخن، نه تنها حقّ رهبر در گرو اداى حقوق مردم گذاشته شده است؛ بلكه حقّ امامت و ولايت و رهبرى نيز به عنوان حقّ امانتدارى، مطرح گرديده است. در گذرگاه تاريخ، پاسدارى از حقوق مردم، غالباً از مرز شعار فراتر نرفته؛ بلكه در طول تاريخ، اين شعار، هماره ابزارى شده است براى تجاوز به حقوق انسان ها و زدودن حق مدارى ها. در درازناى تاريخ اسلام، پس از دوران پيامبر خدا ، روزگار على عليه السلام ، استثنايى بود براى استقرار عدالت اجتماعى و بسط قسط و احقاق حقوق مردم كه متأسفانه، مردم در كشاكش غوغاسالارى هاى فتنه جويان، فرصت بهره ورى از اين موقعيت را از دست دادند و به واقع، بر حكومت او ستم روا داشتند. به فرموده على عليه السلام : إن كانَتِ الرَّعايا قَبلي لَتَشكو حَيفَ رُعاتِها وإنَّني اليَومَ لَأَشكو حَيفَ رَعِيَّتي . [٢] اگر در گذشته ، مردم از ستم واليان شكوه مى كردند ، من امروز از ستم مردمان خود ، شكوه دارم . چنين شد كه على عليه السلام ، با دلى آكنده از غم، به ديدار معبود شتافت. عدالت نيز با رفتن او دامن برچيد و بار ديگر، حكومت ها بودند و مظلوميت فرودستان و تجاوز به حقوق انسان ها! و اينك بر ماست كه از آنچه گذشته، پند بگيريم و با عبرت آموزى از آنچه در آن
[١] كنزالعمّال : ٥ / ٧٦٤ / ١٤٣١٣ .[٢] بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ٩ ، ص ٤٧٤ و ٤٧٥ (ح ٤٧٤٨ و ٤٧٤٩) .