سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٦
كه بخواهد، عمل كند و همه وعده ها را دگرسان كند، چنان كه سياستمداران، هماره چنان كرده اند. اگر چنين مى كرد، ديگر او على بن ابى طالب نبود. سياستمدارى بود چون ديگر سياستمدارها. اين همه شيدايى در تاريخ و شيفتگى انسان ها به على عليه السلام ، معلول حق مدارى اوست. اكنون نيك بنگريم كه كجايند سالوسان و تزويرگران زورمدار؟ و از سوى ديگر، ببينيم علّت ماندگارى على عليه السلام بر رواق تاريخ و بلنداى زمان، چيست؟ سينه ها چرا آن همه عشق به على عليه السلام را بر خود نهاده اند؟ گفتيم و باز هم مى گوييم كه على عليه السلام ، سياست را ابزار اقامه حق و تأمين حقوق مردم مى داند، نه ابزار سلطه بر آنان. اصلاحات علوى، هدفى جز زنده گرداندن سيره و سنّت و شيوه حكومت نبوى نداشت. امام على عليه السلام ، نمى توانست سياست هاى ضد ارزشى، ضد دينى و ضد انسانى را معمول بدارد. چنين بود كه على عليه السلام با همان دشوارى هايى رو به رو بود كه پيامبر خدا نيز با آنها درگير بود. [١] على عليه السلام مى كوشيد تا با تحمّل دشوارى ها و شكيبايى در برابر تلخى ها و مشكلات، يك بار ديگر، سيماى نورانى حكومت نبوى و شيوه پيامبر خدا را در تاريخ اسلام، تكرار كند و سيره اى كارآمد و عدالت گستر و زيبا را در پيش ديد نسل ها و عصرها بگذارد.
[١] شرح نهج البلاغة : ١٠ / ٢١٢ .[٢] شرح نهج البلاغة : ١٠ / ٢١٢ .[٣] الكافى : ٢ / ٣٣٦ .[٤] بنگريد به: ص ٢٠٩ (ح ٧٥) .[٥] بنگريد به : ص ٢٠٩ (ح ٧٧).[٦] نهج البلاغة : خطبه ٦٩ . نيز ، بنگريد به: دانش نامه امير المؤمنين : ج ٧ ، ص ٤٢ (اصلاح شما با خراب كردن خودم؟ هرگز!).[٧] شرح نهج البلاغة : ١٠ / ٢١٤ و ٢٢٢ .