سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٠
٦٩.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : كارگزاران عثمان ، نامه بفرست و آنان را بر مسئوليت هاى گذشته شان ، باز گمار تا برايت از مردم بيعت بگيرند ؛ زيرا آنان شهرها و مردم را آرام مى كنند . آن روز به وى جواب رد دادم و گفتم: به خدا سوگند ، اگر يك ساعت از روز برايم باقى باشد ، براى اِعمالِ نظر خويش ، تلاش كنم و اينان و مانند آنها را به حكومت نگمارم» . [١] سپس فرمود: «مغيره از نزد من بازگشت و مى دانم كه معتقد بود كه من ، بر خطايم. تا اين كه اين دفعه برگشت و گفت: من در دفعه گذشته برايت خيرخواهى كردم و تو مخالفت ورزيدى . اينك نظرى ديگر برايم پيدا شد و آن اين است كه به نظر خود عمل كنى و آنها را عزل كنى و از شخصيت هاى مورد اطمينان ، كمك بگيرى . و يارى خدا تو را بسنده است . آنان ، از گذشته ناتوان تر شده اند» . ابن عبّاس مى گويد به على عليه السلام گفتم كه: در مرتبه نخست ، خيرخواهى كرد و در مرتبه دوم ، خيانت ورزيد . على عليه السلام به ابن عبّاس فرمود: «چگونه خيرخواهى كرد؟» . ابن عبّاس گفت: تو مى دانى كه معاويه و يارانش دنيا مَدارند . اگر آنان را باز گمارى ، باكى ندارند چه كسى حكومت را به دست گرفته است ، و اگر آنان را عزل كنى ، خواهند گفت: حكومت را بدون مشورت ، به دست گرفته و رئيس ما را به قتل رسانده است ومردم را بر تو بشورانند. آن گاه، شاميان و عراقيان ، بر ضدّ تو به پا خيزند، با اين كه از طلحه و زبير مطمئن نيستم كه به تو حمله ورزند. على عليه السلام فرمود: «اين كه گفتى آنان را بازگمارم ، به خدا سوگند ، ترديدى ندارم كه اين امر ، براى اصلاح زندگى زودگذر دنيا مفيد است ؛ ولى آنچه از حق برعهده من است و با شناختى كه از كارگزاران عثمان دارم ، سوگند به خداوند كه هيچ يك از آنان را هيچ وقت به حكومت نگمارم . اگر بدين امر تن دادند ، برايشان بهتر است و اگر
[١] در كتاب الكامل فى التاريخ چنين آمده است : «از پيشنهاد مغيره امتناع ورزيدم و گفتم: در دينم سازش نكنم و تن به خوارى در كارم ندهم» .[٢] شهركى نزديك مدينه كه چشمه ها و بستان ها دارد .[٣] تاريخ الطبرى : ٤ / ٤٣٩ . نيز ، ر . ك : مروج الذهب : ٢ / ٣٦٤ ، الكامل فى التاريخ : ٢ / ٣٠٦ .