سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠
ستيغ فصاحت، چنان زودگذرى و ناهنجارى زندگى دنيوى را تصوير مى كرد و در برابر آن، والايى و عظمت آخرت را بيان مى كرد كه گاه، تأثير آن در نيروها تا زمان هايى طولانى بر جاى مى ماند؛ و چنين است كه در بسيارى از آنان، سر از پا نشناختن ، ايثارگرى، رزم آورى، بُرنادلى و شورآفرينى، آميزه زندگى شان ، و استوار گامى، شكن ناپذيرى و رويارويى دليرانه با دشمن، آميخته حركتشان بود. ايجاد روحيه «شهادت طلبى» در ياران على عليه السلام كه بى گمان، در اثر خطابه ها و آموزه هاى والاىِ حضرت بود، شگفت آور است. از جمله شيوه هاى شايان توجّه على عليه السلام در نبرد، توجّه به نقش «تلقين» است كه امام، براى افزون سازى نيروى معنوى مجاهدان، از آن بهره مى گرفت و آن را بدانها توصيه مى كرد. امام، درباره تجربه شخصى خود به فرزندش محمّد بن حنفيه مى گويد: إنَّني لَم ألقِ أحَدا إلاّ حَدَّثَتني نَفسي بِقَتلِهِ ، فَحَدِّث نَفسَكَ بِعَونِ اللّه ِ بِظُهوركَ عَلَيهِم . [١] من با كسى [ در جنگ] رو در رو نشدم ، جز آن كه به خودم كُشتن او را تلقين مى كردم . پس پيروزى بر آنان را با كمك الهى، به خود تلقين كن . از سوى ديگر، امام نشان مى دهد كه تلقين ضعف و هراس و توانمندى حريف، از جمله موجبات درهم ريختگى صفوف و شكست از حريف است. از امام سؤال كردند: بِأَيِّ شَيءٍ غَلَبتَ الأَقرانَ؟ چگونه بر هماوردان، پيروز گشتى؟ در پاسخ فرمود:
[١] بنگريد به: ص ٣٨٢ (ح ٤٩٩) .[٢] نهج البلاغة : حكمت ٣١٨ .