سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٤
٦٢.شرح نهج البلاغة ـ به نقل از ابوجعفر اسكافى ـ جمعيت ، بانگ زد: اين است پاداش ما از على! در قضيه عثمان ، به نفع او به پا خاستيم تا عثمان كشته شد . وقتى با كمك ما به مقصودش رسيد ، زيردستان ما را بالادست ما قرار داد . و طلحه گفت: سرزنش ، سزاوار ماست . شوراى سه نفره اى بوديم كه يكى از ما ، يعنى سعد ، مخالفت ورزيد و ما دو تن با او بيعت كرديم. آنچه ما در اختيار داشتيم ، به او بخشيديم و آنچه او در دست داشت ، از ما دريغ كرد . امروز ، اميدهاى ديروز را بر باد رفته مى بينيم و بر خطاى امروز ، به فردا اميد نبنديم . [ ابن ابى الحديد گويد :] اگر بگويى كه «ابوبكر نيز مانند امير مؤمنان به مساوات تقسيم كرد و كسى بر او خُرده نگرفت ، چنان كه در ايّام امير مؤمنان خُرده گرفتند ، چه تفاوتى ميان دو زمان است؟» ، گويم: ابوبكر ، به پيروى از تقسيم هاى پيامبر خدا اموال را به مساوات ، قسمت كرد و آن گاه كه عمر به خلافت رسيد و گروهى را به گروهى ترجيح داد ، بدين امر ، خوگرفته ، رفتار گذشته را از ياد بردند و دوران حكومت عمر به درازا كشيد ، مال دوستى و بخشش هاى بسيار ، دل هاى آنان را سيراب كرد و طبقه ستمديدگان ، قناعت پيشه كردند و بر آن ، خوگرفتند و براى هيچ يك از دو طبقه ، گمان نمى رفت كه اين وضعيت ، شكسته شود يا به گونه اى تغيير كند ؛ و هنگامى كه عثمان به حكومت رسيد ، كارها را طبق شيوه عمر ، سامان داد . از اين رو ، عادت مردم به اين شيوه حكومتى ، بيشتر شد و آن كس كه با امرى مأنوس شود ، ترك آن و تغيير عادت ، برايش دشوار است . پس هنگامى كه اميرمؤمنان به حكومت رسيد ، خواست تا رفتار حكومتى را به سان زمان پيامبر خدا و ابوبكر بازگرداند ؛ رفتارى كه مدّت ها بر كنار افتاده بود و به فراموشى سپرده شده بود و ٢٢ سال از آن مى گذشت . از اين رو ، اين امر ، بر مردمْ گران آمد . آن را انكار كرده ، بزرگ شمردند ، تا اين كه حادثه هاى بيعت شكستن و سرپيچى پيش آمد ؛ و خداوند را مقدّراتى است كه آنها را به انجام رسانَد . [١]
[١] زخرف ، آيه ٧٨ .[٢] قطيفه و پارچه اى پنبه اى كه از سرزمين قطر ، شهرى ميان قطيف و عمان بود .[٣] حجرات ، آيه ١٣ .[٤] اشاره به آيه ٣٢ سوره آل عمران .[٥] اشاره به آيه ١٧ سوره حجرات .[٦] در مصدر حديث(شرح نهج البلاغة)، «امانت» آمده؛ ليكن صحيح همان است كه در متن آورده شده است.[٧] شرح نهج البلاغة : ٧ / ٣٦ ، بحار الأنوار : ٣٢ / ١٦ / ٧ . نيز ، ر . ك : نهج البلاغة : خطبه ٢٠٥ .