سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٢
٤٦.شرح نهج البلاغة: گفت : به درستى كه پيامبر خدا به من دستور داد كه هرگاه مردمْ اختلاف كردند و اين چنين شدند (انگشتانش را درهم كرد ، كنايه از آن كه اگر با هم درگير شدند) ، با شمشيرم خارج شوم و پهناى كوه احد را بپيمايم ، و چون به پايان رسيد ، به خانه برگردم ، در خانه بمانم و آن را ترك نكنم تا اين كه دستى خطاكار يا مرگ به سراغم آيد . على عليه السلام به وى فرمود : «پس برو و همان گونه باش كه بدان امر شدى» . آن گاه در پى اسامة بن زيد فرستاد . وقتى آمد ، به وى فرمود : «بيعت كن» . گفت : من دوستدار توام و از سوى من مخالفتى با تو نخواهد شد . هرگاه مردم آرامش يافتند ، با تو بيعت خواهم كرد . فرمان داد كه بازگردد و ديگر به سوى كسى نفرستاد . به وى گفته شد : آيا به سراغ حسّان بن ثابت ، كعب بن مالك و عبداللّه بن سلاّم نمى فرستى؟ فرمود : «ما را به كسانى كه به ما نيازى ندارند ، نيازى نيست» . [ ابن ابى الحديد گويد :] هم مذهبان ما (معتزله) در كتاب هايشان نوشته اند كه اين گروه ، هنگامى كه براى نبرد با اصحاب جمل به همراهى با آن حضرت فراخوانده شدند ، عذر خواستند . آنان ، از بيعت، سر باز نزدند ؛ بلكه از جنگ ، سر باز زدند . استاد ما ابوالحسين در كتاب الغرر روايت كرده است : وقتى اين گروه ، عذرهاى خود را بيان كردند ، على عليه السلام به آنان فرمود : «هر گرفتار فتنه اى سرزنش نشود . آيا در بيعت من ترديد داريد؟» . گفتند : نه . فرمود : «اگر بيعت كرده ايد، [ گويى] در جنگ ، حضور داريد» و آنان را از حضور در جنگ ، معاف داشت . [١]
[١] شرح نهج البلاغة : ٤ / ٨ .