سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٨
٦ / ١٣
بازرسى براى برچيدن ستم لشكريان
٣٥٩.امام على عليه السلام : از بنده خدا، على امير مؤمنان ، به هركس كه ارتش بر او گذرد ، از گردآورندگان خراج و كارگزاران شهرها: پس از حمد و سپاس خداوند؛ به درستى كه لشكرى روانه ساختم كه به خواست خدا ، از كنار شما عبور مى كنند و به آنان سفارش كردم بدانچه از سوى خداوند بر آنان واجب است ، از خوددارى كردن از آزار و كنار نهادن اذيّت و بدى؛ و من نزد شما و پيمان شما ، از آزار سپاهيان بيزارى جويم ، مگر آن كه گرسنگى ، سربازى را ناچار گردانَد و راهى براى سير كردن خود ، جز آن نيابد. پس كسى را كه دست ستم گشايد ، از ستمگرى باز داريد و دست بى خردان خود را از زيان رساندن به لشكريان و متعرّض آنان شدن در آنچه استثنا كردم ، باز داريد. من پشتِ سر سپاه هستم. پس شكايت هاى خود را به من رسانيد ، و آنچه به شما رسد به سبب غلبه آنان و توان برطرف كردن آن را نداريد ، جز به وسيله خدا و من ، به يارى خدا آن را تغيير دهم. إن شاء اللّه ! [١]
٦ / ١٤
كوشش در جهت اتّحاد جامعه اسلامى
٣٦٠.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به ابو موسى ا همانا بسيارى مردم ، از بسيارى از بهره هايشان ، بى نصيب ماندند. پس به دنيا رو آوردند و از روى هوا سخن گفتند. من در اين كار ، به جايگاهى شگفت رسيدم. مردمى خودپسند بر آن گِرد آمدند . و من اكنون دُمَلى را درمان مى كنم كه مى ترسم سرنگشايد ؛ و بدان كه در يكپارچه كردن امّت پيامبر و الفت آنان ، كسى از من حريص تر نيست. من بدين كار ، پاداش نيكو و بازگشتى كريمانه بجويم ، و
[١] نهج البلاغة : نامه ٦٠ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٤٨٦ / ٦٩١ .