سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥
٤٨٣.الاختصاص ـ از نقل از على بن حكم ـ : و از دوستان او بودند: عَلَم ازدى، سويد بن غفله جعفى، حارث بن عبد اللّه اعور همدانى، ابو عبداللّه جدلى و ابو يحيى حكيم بن سعد حنفى. و از نيروهاى ويژه اش بودند: ابو رضى عبد اللّه بن يحيى حضرمى، سليم بن قيس هلالى و عبيده سلمانى مرادى عرب. و از ياران خاصّ او بودند: تميم بن حذيم ناجى (كه در همراهى على عليه السلام به شهادت رسيد) ، قنبر (آزاد شده على بن ابى طالب عليه السلام ) ، ابو فاخته (آزاده شده بنى هاشم) و عبيد اللّه بن ابى رافع (كه منشى على عليه السلام بود). [١]
٤٨٤.رجال الكشى ـ به نقل از ابو جارود ـ : به اصبغ بن نباته گفتم: جايگاه اين مرد (على عليه السلام ) در ميان شما چيست؟ گفت: نمى دانم چه مى گويى؛ اما شمشيرهاى ما بر دوشمان بود و هر كس را كه وى اشاره مى كرد، با شمشير مى زديم. على عليه السلام به ما مى گفت: «پيمان ببنديد! به خدا سوگند كه پيمان شما براى طلا و نقره نيست، و پيمان شما جز براى مرگ نيست. به درستى كه گروهى از پيشنيان بنى اسرائيل، ميان خودْ پيمان بستند. پس هيچ يك از آنان از دنيا نرفت، مگر آن كه پيامبرِ قومش يا روستايش و يا خودش بود ، و شما به سان آنانيد، جز آن كه پيامبر نيستيد». [٢]
٤٨٥.رجال الكشى: از امير مؤمنان گزارش شده است كه در جنگ جمل، به عبد اللّه بن يحيى حضرمى فرمود: «بشارت باد بر تو اى پسر يحيى! چرا كه تو و پدرت حقيقتاً از نيروهاى ويژه هستيد. پيامبر خدا به من خبر داد كه نام تو و پدرت جزو نيروهاى ويژه است. خداوند، شما را بر زبان پيامبرش نيروى ويژه (شُرطةُ الخميس) ناميد» و فرمود: «نيروهاى ويژه، شش يا پنج هزار تن اند». [٣]
[١] الاختصاص : ٢ ، الفهرست ، ابن النديم : ٢٢٣ .[٢] رجال الكشّى : ١ / ١٩ / ٨ ، بحار الأنوار : ٤٢ / ١٥٠ / ١٦ .[٣] رجال الكشّى : ١ / ٢٤ / ١٠ ، بحار الأنوار : ٤٢ / ١٥١ / ١٨ .