سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٨
رفت: جنگ داخلى و نبرد با اهل قبله. جنگ هاى پيش از آن، يكسر با كافران بود و نبرد با كافران، بدون شبهه و ابهام بود؛ امّا جنگ هاى روزگار حكومت على عليه السلام كه در جهت خاموش ساختن فتنه ها و در راه اصلاح و بازگرداندن جامعه اسلامى به سيره و سنّت نبوى بدانها تن داده بود، جنگ با اهل قبله بود؛ جنگ با كسانى كه عنوان مسلمانى داشتند و گاه در پرونده سياسى ـ اجتماعى آنها نقطه هاى درخشان فراوانى نيز يافت مى شد. چنين بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه در آينه زمان، اين حوادث را مى ديد و چگونگى آنها را پيش بينى كرده بود ـ ، از يك سو اين نبردها را قتالِ بر مبناى تأويل قرآن مى دانست و از سوى ديگر، بر دشوارى آنها تأكيد كرده بود. [١] جنگ با اهل قبله، براى تنگ انديشان، دغدغه ايمانى ايجاد مى كرد. آنان به درستى نمى توانستند تصميم بگيرند و از اين رو، از همراهى باز مى ايستادند. هوشياران سياستمدارى هم كه به گونه اى با امام عليه السلام مشكل داشتند، هم تن زدن خود را بدين سان توجيه مى كردند و هم براى عموم، شبهه افكنى مى كردند. چنين بود كه از همان آغاز، چهره هاى به ظاهر موجّهى مانند: سعد بن ابى وقاص، اُسامة بن زيد و عبد اللّه بن عمر، از همراهى با على عليه السلام تن زدند و چون امام عليه السلام دليل همراهى نكردن آنها را پرسيد، سعد بن ابى وقّاص گفت: إنّى أكره الخروج فى هذا الحرب لئلاّ أصيب مؤمنا فإن أعطيتني سيفا يعرف المؤمن من الكافر قاتلت معك . [٢] به درستى كه خوش نمى دارم براى اين نبرد ، بيرون روم ، كه مبادا مؤمنى را بكشم . اگر به من شمشيرى دهى كه مؤمن را از كافر بازشناسد ، به همراه تو خواهم جنگيد !
[١] بنگريد به: دانش نامه امير المؤمنين : ج ٥ ، ص ٢٥ (خبر دادن پيامبر از فتنه هاى پس از خود).[٢] بنگريد به: ص ١٦٨ (ح ٤٤) .