سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧
نگريستن به آموزه هاى علوى و سيره آن بزرگوار، مى توان دريافت كه امام، بسط و قسط، برقرارى عدالت اجتماعى، گسترش دادگرى و حسن تدبير در اداره امور مردم، نيك رفتارى با مردم و اهميّت دادن به آنان، هوشيارى در برابر جريان هاى سياسى و پاسدارى از آزادى، استقلال، عزّت و هر آنچه را كه به حقوق فردى و اجتماعى مردمْ مرتبط مى شود، از ضرورت هاى حكومت ها تلقّى كرده و براى استوارى و ماندگارى حكومت ها، آنها را ضرورى مى داند. تعابير امام از عدل، بسى جالب و تأمّل برانگيز است. على عليه السلام ، عدل را به دژ، سپر، استوانه استوار، رشته پيوند آفرين و ... مانند كرده و اجراىِ عدل را برترين شيوه و كارآمدترين سياست در حكمرانى دانسته و فرموده است: «عدالت، آرايه سياست است» و با عدالت است كه حاكم، دل ها را تسخير مى كند و رحمت الهى را فراچنگ مى آورد. نيز فرموده است كه حكومت ها چون برپايه هاى عدلْ استوار آمدند و بر استوانه هاى خِرَد ايستادند، خداوند، يارانش را يارى مى رساند و دشمنانش را درهم مى شكند. در كنار دادگسترى، امام، براى استوارى و تداوم حكومت ها، حسن تدبير را نيز لازم شمرده است و نيكْ سيرتى را جمال قدرتْ تلقّى كرده و بيدارى و هوشيارى را نشانه هوشمندى و دولتمدارى برشمرده است.
٢ . سياست هاى سقوط آفرين
امام على عليه السلام ، سياست هايى را باعث تباهى و دگرگون كننده دانسته است. اين گونه سياست ها، گو اين كه روزگارى كوتاه، سودمند افتند و زمانى نه چندان طولانى، حكومت را استوار بدارند، در نهايت، به سقوط و تباهى آن منجر خواهند شد. آنچه را كه آموزه هاى على عليه السلام دگرسان كننده و باعث تباهى نشان داده، عبارت اند از: تجاوز به حقوق مردم، خونريزى به ناحق، سوء تدبير در اداره امور، خودخواهى و استئثار، مقدّم دانستن حاكمان و سران و اطرافيان حكومت بر ديگران، بى توجّهى به