سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٨
١٦٤.امام على عليه السلام ـ در پاسخ كسى كه گفت: خطا كنم ، و نه در كار خويش از خطا ايمنم ، مگر كه خدا مرا در كارِ خويش ، كفايت كند كه از من بر آن ، تواناتر است. [١] جز اين نيست كه ما و شما ، بندگان و مملوك پروردگاريم و جز او پروردگارى نيست. او از ما چيزى را مالك است كه ما اختيارش را نداريم. ما را از آنچه در آن بوديم ، بيرون كرد و بدانچه صلاح ما بود ، درآورد. به جاى گمراهى ، رستگارى نصيبمان كرد و پس از كورى ، بينايى مان عطا فرمود. [٢]
٤ / ٦
حق مدارى در شناخت مردان
١٦٥.الأمالى ـ به نقل از اصبغ بن نباته ـ : حارث همْدانى با گروهى از شيعيان كه من نيز جزوِ آنان بودم ، بر امير مؤمنان ، على بن ابى طالب عليه السلام وارد شد. حارث كه بيمار بود ، خميده گام برمى داشت و عصا به زمين مى كوبيد. امير مؤمنان به سويش آمد؛ چرا كه حارث ، نزد وى منزلتى داشت ، و فرمود: «چگونه اى حارث؟». گفت: اى اميرمؤمنان! روزگار از من خواسته هايش را گرفته و درگيرى يارانت در آستان تو ، مرا مى سوزاند و به خشم آورده است. فرمود: «نزاع آنان ، درباره چيست؟». گفت: درباره تو و سه خليفه پيشين. گروهى افراطى و غلوكننده اند ، گروهى ميانه و دنباله رواند ، و گروهى مردّد و شك كننده كه نمى دانند به پيش بروند يا بازگردند. فرمود: «كافى است برادرِ همدانى! بدانيدكه بهترين پيروِ من ، گروه ميانه اند كه اهل غلو ، به آنان برمى گردند و عقب ماندگان، به آنها مى رسند». حارث به ايشان گفت: پدر و مادرم فدايت ، اى كاش زنگار از دل هاى ما برچينى
[١] از جمله هاى بعد ، معلوم مى شود امام على عليه السلام ، عصمت خود را موهبتى الهى مى داند و لذا مى گويد كه اگر خداوند ، او را حفظ نكند ، خطاكار خواهد بود . بنا بر اين ، اين جمله با مقام عصمت امام ، مخالفتى ندارد .[٢] الكافى : ٨ / ٣٥٥ / ٥٥٠ ، نهج البلاغة : خطبه ٢١٦ .