سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩
٦٢.شرح نهج البلاغة ـ به نقل از ابوجعفر اسكافى ـ ماست ، صرف نظر كنى و قاتلان عثمان را به قتل رسانى . همانا اگر از تو بيمناك شويم ، تو را رها كرده ، به شاميان بپيونديم . آن گاه، على عليه السلام فرمود: «امّا اين كه گفتيد نزديكان شما را كشته ام ، حق با شما چنين كرد ؛ و امّا اين كه از اموال شما صرف نظر كنم ، پس بر من روا نيست كه از حقوق خداوند نسبت به شما و ديگران ، صرف نظر كنم ؛ و امّا كشتن قاتلان عثمان ، اگر امروز بر من لازم بود ، ديروز اين كار را مى كردم . امّا شما اين حق را بر من داريد كه اگر هراسى داريد ، شما را امان دهم ، و اگر من از شما ترسيدم ، شما را تبعيد كنم» . وليد نزد يارانش برگشت و با آنان صحبت كرد . آن گاه به قصد اظهار دشمنى و گسترش مخالفت ، پراكنده شدند . وقتى دشمنى آنان روشن شد ، عمّار ياسر به يارانش گفت: حركت كنيد تا به سوى اين چند تن از برادرانتان رويم ؛ چرا كه مخالفت و طعن آنان را برپيشوايشان شنيديم . به درستى كه ستمگران ، ميان آنان و زبير و چپ دستِ سركش ، يعنى طلحه ، رخنه كرده اند . ابو هيثم ، عمّار ، ابو ايّوب ، سهل بن حنيف و گروهى ديگر برخاستند و بر على عليه السلام وارد شدند و گفتند: اى اميرمؤمنان! در كارت انديشه كن و اين گروه از قريش را سرزنش نما ؛ چرا كه پيمانت را شكستند و با تو خُلفِ وعده كردند و ما را پنهانى به كنارگذاردن تو فراخواندند ـ كه خداوند ، تو را در راهت موفّق بدارد ـ . سبب ، آن است كه آنان ، پيشوا را خوش ندارند . آن گاه كه تو ميان تازيان و غير تازيان ، به مساوات رفتار كردى ، روى برتافتند و با دشمن تو به رايزنى پرداختند و او را بزرگ شمردند و براى ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و الفت ميان گمراهان ، خونخواهى عثمان را بر زبان راندند . هرچه نظر توست! على عليه السلام از خانه بيرون آمد و بر منبر رفت ، در حالى كه پيراهنى بدون گريبان بر تن داشت و شَمَدى قَطَرى [١] بر خود پيچيده بود ، شمشير به كمر داشت و بر كمانى
[١] زخرف ، آيه ٧٨ .[٢] قطيفه و پارچه اى پنبه اى كه از سرزمين قطر ، شهرى ميان قطيف و عمان بود .[٣] حجرات ، آيه ١٣ .[٤] اشاره به آيه ٣٢ سوره آل عمران .[٥] اشاره به آيه ١٧ سوره حجرات .[٦] در مصدر حديث(شرح نهج البلاغة)، «امانت» آمده؛ ليكن صحيح همان است كه در متن آورده شده است.[٧] شرح نهج البلاغة : ٧ / ٣٦ ، بحار الأنوار : ٣٢ / ١٦ / ٧ . نيز ، ر . ك : نهج البلاغة : خطبه ٢٠٥ .