سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٦
٤٠.تاريخ اليعقوبى: بود ، و امّا مروان ؛ پس پدر او را سرزنش كردى و از عثمان ، هنگامى كه وى را به خود نزديك كرد ، عيبجويى نمودى . . . [ از اين رو] با يكديگر پيمان بستيم [ كه در صورتى با تو بيعت كنيم] كه آنچه كرده ايم، [ كيفرش را] از ما بردارى ، و آنچه در دست ماست ، بر ما ببخشى و قاتلان رفيق ما (عثمان) را به قتل برسانى . على عليه السلام خشمگين شد و فرمود : «امّا اين كه گفتى من نزديكان شما را كشتم ، [ بدانيد كه] حق ، نزديكان شما را كشت . امّا اين كه از آنچه كرده ايد ، دست بردارم ، من حق وانهادن حق خدا را ندارم ؛ و امّا اين كه آنچه در دست شماست ، بر شما ببخشم ، پس در آنچه از آنِ خداوند و مسلمانان است ، عدالت ، شما را فرا مى گيرد . و امّا كشتن قاتلان عثمان ؛ اگر امروز كشتن آنها بر من لازم باشد ، فردا مبارزه با آنان نيز ، بر من لازم خواهد بود . ليكن به سود شماست كه بر كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا وادارتان سازم. آن كه حق بر او تنگ باشد ، باطل برايش تنگ تر است ، و اگر مايليد ، به پيشگامانتان بپيونديد» . آن گاه مروان گفت : با تو بيعت مى كنيم و همراهت مى مانيم تا ببينى و ببينيم [ چه خواهد شد] . [١]
٤١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عبداللّه بن حسن ـ : آن گاه كه عثمان كشته شد ، انصار با على عليه السلام بيعت كردند ، جز تعدادى اندك ، مانند : حسّان بن ثابت ، كعب بن مالك ، مسلمة بن مخلّد ، ابوسعيد خُدرى ، محمّد بن مسلمه ، نعمان بن بشير ، زيد بن ثابت ، رافع بن خديج ، فضالة بن عبيد و كعب بن عجره . اينان ، عثمانى (پيروان عثمان) بودند . سپس مردى به عبداللّه بن حسن گفت : چگونه اينان از بيعت على عليه السلام سر باز زدند ، با آن كه عثمانى بودند؟ پاسخ داد : امّا حَسّان ، شاعر است و بى تفاوت كه چه مى كند ؛ و امّا زيد بن ثابت ، پس عثمان او را سرپرست ديوان و بيت المال نمود . هنگامى كه عثمان محاصره
[١] تاريخ اليعقوبى : ٢ / ١٧٨ ، الفتوح : ٢ / ٤٤٢ و ٤٤٣ .