سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٠
٤٠٤.امام على عليه السلام : مردم را چاره اى از حكمرانى نيكْ رفتار يا فاجر نيست كه در حكومتش مؤمن، كار خود كند و كافر، بهره خود بَرَد و خداوند هر يك را به سرانجام مقدّرش برساند و بدان وسيله، ثروت هاى عمومى فراهم آيد، و با دشمنْ پيكار گردد، و راه ها امن شود، و حقوق ناتوان از توانمند ستانده شود ، تا آن جا كه نيكورفتار، آسوده باشد و از گزند تبهكار، در امان مانَد. [١]
٨ / ٢
كسب اطّلاعات
٤٠٥.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به كارگزارانش به نام خداوند بخشنده مهربان . از بنده خدا على، پيشواى مؤمنان، به هر آن كس از كارگزاران كه نامه ام را بخواند . پس از حمد و سپاس الهى ؛ مردانى با ما بيعت داشتند و [ اينك] گريخته اند . پس گمان مى بريم كه به سوى شهرهاى ناحيه بصره رفته اند . از مردمان شهرهايت درباره آنان پرس وجو كن و ديده بانى (خبرچينى) از هر سوى سر زمين خود ، بر آنان بگمار. آن گاه، آنچه را كه بدان رسيدى، برايم بنويس . والسلام! [٢]
٤٠٦.وقعة صفين : على عليه السلام چنين وانمود كرد كه فردا، صبحگاهان، به سوى معاويه خواهد رفت و با او پيكار خواهد نمود . اين خبر به معاويه رسيد و شاميان، از اين مطلب به وحشت افتادند و از اين سخن، شكسته شدند . معاوية بن ضحّاك بن سفيان، پرچمدار قبيله بنى سليم، با معاويه بود و معاويه و شاميان را دشمن مى داشت و به مردمان عراق و على بن ابى طالب عليه السلام ، تمايل داشت و خبرها را براى عبد اللّه بن طفيل عامرى مى نوشت و او آن را براى على عليه السلام مى فرستاد. [٣]
[١] نهج البلاغة : خطبه ٤٠ .[٢] الغارات : ١ / ٣٣٧ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٤٠٧ / ٦٢٨ .[٣] وقعة صفّين : ٤٦٨ .