سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٤
٢٢١.الغارات ـ به نقل از ضحاك بن مزاحم ـ : [ على عليه السلام فرمود: ]«دوستم پيامبر خدا چيزى را براى فردا نگه نمى داشت، ابوبكر نيز چنين مى كرد ؛ امّا عمر بن خطّاب، تصميم گرفت ديوان ها فراهم كند، و ثروت ها را از سالى براى سال ديگر بگذارَد؛ ولى من چنان كنم كه دوستم پيامبر خدا انجام مى داد». [ راوى] گويد: على عليه السلام جمعه تا جمعه، مال ها را تقسيم مى كرد و مى گفت: «اين، دستچين من و بهترين آن است / در حالى كه هر ميوه چين، دستش به دهان خودش است [و خود مى خورد]» [١] . [٢]
٢٢٢.شرح نهج البلاغة ـ به نقل از عبدالرحمان بن عجلان على عليه السلام ، بذرِ كتّان، ترتيزك و زيره و ساير چيزها را ميان مردم، تقسيم مى كرد. [٣]
٢٢٣.شرح نهج البلاغة ـ به نقل از شعبى ـ : جوانى بودم كه با گروهى از جوانان، به ميدانى در كوفه وارد شدم. على عليه السلام را ديدم كه بر توده اى از طلا و توده اى از نقره ايستاده و تازيانه اى در دست دارد كه مردم را با آن، دور مى كند و باز مى گردد و اموال را ميان مردم، تقسيم مى كند، تا آن كه چيزى از آن، باقى نماند. آن گاه بازگشت و به خانه خود، چيزى نبُرد، نه كم و نه زياد. من نزد پدرم بازگشتم و به او گفتم: امروز، بهترينِ مردم يا نادان ترينِ آنها را ديدم! گفت: كيست او پسرم؟ گفتم: على بن ابى طالب، امير مؤمنان. او را ديدم كه چنين و چنان مى كرد، و داستان را بازگفتم.
[١] ابن اثير گويد: اين مَثَلى است كه نخستين بار بر زبان عمرو، خواهرزاده جذيمه آمد. او و دوستانش قارچ مى چيدند و دوستانش هرگاه قارچ خوب مى ديدند، به دهان مى گذاشتند و او در آستين مى گذاشت، تا براى دايى اش بياورد و على عليه السلام ، از اين مَثَل، اراده كرده كه ثروت مسلمانان را تباه نمى كند، بلكه آن را در جايش قرار مى دهد . النهاية : ١ / ٣٠٩ .[٢] الغارات : ١ / ٤٧ ، بحار الأنوار : ١٠٠ / ٦٠ / ٩ .[٣] شرح نهج البلاغة : ٢ / ١٩٩ ، الغارات : ١ / ٦٠ ، بحار الأنوار : ٤١ / ١٣٦ .