سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٨
٦٢.شرح نهج البلاغة ـ به نقل از ابوجعفر اسكافى ـ عبد اللّه بن عمر ، سعيد بن عاص ، مروان بن حكم و مردانى از قريش و ديگر قبيله ها خوددارى ورزيدند . ابوجعفر گويد: عبيد اللّه بن ابى رافع ، از عبداللّه بن زبير شنيد كه به پدرش و طلحه و مروان و سعيد مى گفت: مقصود على از سخنان ديروزش بر ما پنهان نمانْد . سعيد بن عاص ، در حالى كه به زيد بن ثابت رو كرده بود ، گفت: به در مى گويم تا ديوار بشنود! آن گاه عبيد اللّه بن ابى رافع ، به سعيد و عبداللّه بن زبير گفت: خداوند ، در كتابش فرمود: «وَ لَـكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَـرِهُونَ ؛ [١] ليكن ، بيشتر شما حقيقت را خوش نداشتيد» . آن گاه، عبيد اللّه بن ابى رافع ، جريان را به على عليه السلام خبر داد. فرمود: «به خدا سوگند ، اگر زنده و سالم باشم ، آنان را بر راه روشن وا دارم . خداوند ، فرزند عاص را بكُشد! او از سخنان ديروز من دانست كه مقصودم او و ياران اوست ؛ كسانى كه در زمره هلاك شدگان جاى گرفته اند» . [ ابو جعفر] گويد: همچنان كه مردم ، پس از پگاه ، در مسجد بودند ، طلحه و زبير وارد شدند و در گوشه اى به دور از على عليه السلام نشستند . آن گاه، مروان ، سعيد و ابن زبير آمدند و نزد آن دو نشستند . سپس گروهى از قريش به آنان پيوستند . اينان ، ساعتى با نجوا سخن گفتند . پس از آن ، وليد بن عقبه برخاست و نزد على عليه السلام آمد و گفت: اى ابوالحسن! تو نزديكان ما را كُشته اى . امّا من ، پدرم را در جنگ بدر ، اسير كُشتى و برادرم را در جريان يوم الدار ، درمانده ساختى . امّا سعيد ؛ پدرش را در جنگ بدر كُشتى ، با اين كه پهلوان قريش بود . امّا مروان ؛ پدرش را پيش عثمان هنگامى كه عثمان او را به جمع خود خواند ، خوار كردى ، با آن كه ما برادران و همتايان تو از فرزندان عبد مناف هستيم . ما امروز به اين شرط با تو بيعت مى كنيم كه از اموالى كه از زمان عثمان نزد
[١] زخرف ، آيه ٧٨ .[٢] قطيفه و پارچه اى پنبه اى كه از سرزمين قطر ، شهرى ميان قطيف و عمان بود .[٣] حجرات ، آيه ١٣ .[٤] اشاره به آيه ٣٢ سوره آل عمران .[٥] اشاره به آيه ١٧ سوره حجرات .[٦] در مصدر حديث(شرح نهج البلاغة)، «امانت» آمده؛ ليكن صحيح همان است كه در متن آورده شده است.[٧] شرح نهج البلاغة : ٧ / ٣٦ ، بحار الأنوار : ٣٢ / ١٦ / ٧ . نيز ، ر . ك : نهج البلاغة : خطبه ٢٠٥ .