سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥
انسان است. از اين رو، او هرگز روشنگرى دشمن را فرو نمى گذاشت و براى هدايت آنان، هيچ فرصتى را از دست نمى داد. امام، در اوج شعله ورى آتش جنگ و رويارويى نيروها نيز به هدايت دشمن مى پرداخت و مكرّر، اقامه حجّت مى كرد تا جنگ درنگيرد. بارى، جنگ در سيره علوى، جز در هنگام ضرورتْ شكل نمى گرفت.
ه ـ نيايش در هنگام جنگ
در سيره علوى، ابعاد معنوى و گسترش روح معنويت در انسان و جامعه انسانى، بر هر چيز ديگر، مقدّم است. امام، ايجاد و گسترش اين حالت را در اوج نبرد نيز فراموش نمى كرد. چون صف ها آراسته مى شد و نيروها آماده درگيرى مى شدند، امام سخن مى گفت و با سخنانى روشنگر، مى كوشيد تا فتنه را خاموش كند؛ امّا سود نمى بخشيد و خيره سرى دشمن، جنگ را ناگزير مى ساخت. امام، در هنگام جنگ، به نيايش مى پرداخت، ياد خدا را در دل ها زنده مى كرد و با زمزمه هاى عارفانه، فضاى سپاه خود را عطرآگين مى ساخت و از خدا استمداد مى جست. بدين سان، جهاد و نبردش نيز مقدمه حبّ الهى بود و زمينه نزديك شدن به خدا، و گامى در جهت تحقّق آرمان هاى الهى و ارزش هاى انسانى. محتواى دعاهاى امام در نبرد و مضمون نيايش هاىِ آن بزرگوار، بر آنچه آمد، دليلى است روشن و بسى قابل تأمّل.
و ـ شروع كردن جنگ در بعد از ظهر
امام، از هر راهى و با هر تمهيدى مى كوشيد تا جنگ، كم ترين ضايعه را داشته باشد و تا آن جا كه ممكن است، پس از ناگزيرى از نبرد، كسانِ اندكى كشته شوند. بدين سان، امام مى كوشيد تا نبرد، بعد از ظهر آغاز شود، تا با فرا رسيدن شب، جنگْ دامن برچيند و در نتيجه، خونِ كم ترى ريخته شود و جنگجويان، زودتر باز گردند و فراريان از صحنه، بتوانند بگريزند.