سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٠
٢٤٠.الغارات ـ به نقل از كليب جرمى ـ : شترداران رسيديم. مردم ، گِردش جمع شدند و اطرافش ازدحام كردند. سپس ، ريسمانى را برداشت و آنها را به يكديگر گره زد و آن را گرداگردِ اموال چرخانيد و فرمود: «اجازه نمى دهم كسى از اين ريسمان ، عبور كند» . پشت ريسمان نشستيم . على عليه السلام ، از ريسمان گذشت و فرمود: «بزرگانِ هفت تيره كجايند؟». آنها نزد او رفتند و شروع به جابه جا كردن جوال ها كردند تا آن را به هفت بخش ، قسمت نمودند . [ كليب] گويد: [ على عليه السلام ] در ميان اموال ، نانى را يافت. آن را هفت قسمت كرد و بر هر يك ، از هفت قسمت ، تكّه نانى گذاشت. آن گاه فرمود: «اين ، دستچين من و بهترين آن است / در حالى كه هر ميوه چين دستش در دهان خودش است [و خود مى خورد]» . [ كليب] گويد: سپس بر قسمت ها قرعه زد و هريك از سران قبيله ها ، تيره اش را صدا مى زد و جوال ها را مى بُردند. [١]
٢٤١.مروج الذهب: على عليه السلام املاكى را كه عثمان به گروهى از مسلمانان بخشيده بود ، پس گرفت و آنچه در بيت المال بود ، ميان مردمْ تقسيم كرد و كسى را بر كسى ترجيح نداد. [٢]
٢٤٢.مروج الذهب ـ در گزارش جنگ جمل ـ : على عليه السلام آنچه در لشكرگاه دشمن از اسلحه ، چارپا ، اموال و غير آن بود ، برداشت و فروخت و آن را ميان يارانش تقسيم كرد و براى خود ، به اندازه ديگر ياران (حاضران در سپاه او) ، يعنى پانصد درهم برداشت.
[١] الغارات : ١ / ٥٢ ، بحار الأنوار : ١٠٠ / ٦٠ / ١٠ .[٢] مروج الذهب : ٢ / ٣٦٢ .