سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٨
٢٩٥.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به اسود بن قط از حمد و سپاس خدا؛ به درستى كه چون خواسته هاى زمامدار گوناگون شود (وابستگى هايش بسيار شود) ، او را از بسيارىِ عدالت، باز دارد. پس بايد كار مردم در آنچه حق است ، نزد تو يكسان باشد؛ چرا كه در ستم ، چيزى جانشين عدل نيست. بپرهيز از آنچه مانند آن را نمى پسندى! [١]
٢٩٦.امام على عليه السلام : اين است آنچه بنده خدا على ، پيشواى مؤمنان ، با محمد بن ابى بكر عهد كرده است ، هنگامى كه او را به ولايت مصر گمارد . دستور داد او را به پرواى از خدا و پيروى از او در نهان و آشكار ، و ترس از خداوند در پنهان و آشكار ، و به نرمى با مسلمانان ، و درشتى با بدكاران ، و به عدالت با اهل ذمّه، و رعايت انصاف با ستمديده و سختگيرى با ستمگر ، و به گذشت از مردم و نيكى بر آنان، هرچه بتواند؛ و خداوند ، نيكوكاران را پاداش دهد و مجرمان را كيفر كند. [٢]
٢٩٧.امام على عليه السلام ـ در عهد نامه اش به محمد ب با آنان ، فروتن باش و نرم خو و گشاده رو ، و ميان آنان ، برابرى روا دار در نگريستن با گوشه چشم يا خيره شدن ، تا بزرگانْ در تو طمعِ ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان، از عدالتت نااميد نشوند؛ چرا كه خداوند متعال مى پرسد از شما بندگان ، از كارهاى كوچك و بزرگ و آشكار و پنهان. اگر كيفر دهد ، پس شما ستمكارتريد ، و اگر ببخشد ، او بزرگوارتر است. [٣]
٢٩٨.امام على عليه السلام ـ از سخنش به هنگامى كه بر آيا مرا دستور مى دهيد كه پيروزى را با ستم ، درباره آن كه زمامدار اويم، بجويم؟ به خداوند كه نپذيرم تا جهان، سرآيد و ستاره اى در آسمان ، در پى ستاره اى درآيد! اگر مال از آنِ من بود ، ميان آنها برابر مى كردم ، چه رسد
[١] نهج البلاغة : نامه ٥٩ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٥١١ / ٧٠٨ .[٢] تحف العقول : ١٧٦ ، الغارات : ١ / ٢٢٤ .[٣] نهج البلاغة : نامه ٢٧ و ٤٦ ، تحف العقول : ١٧٧ .