سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٨
٥٢.فتح البارى: باز زد . سپس او با معاويه بيعت كرد ، هنگامى كه معاويه ، با حسن بن على عليهماالسلامسازش كرد و مردم ، بر وى اتّفاق كردند . همچنين ، پس از مرگ معاويه ، با فرزندش يزيد ، بيعت كرد ؛ زيرا مردم بر او اتّفاق كردند . پس از آن در شرايط اختلاف ، با كسى بيعت نكرد ، تا اين كه ابن زبير ، كشته شد و حكومت ، يكسره به عبدالملك رسيد . آن گاه با وى بيعت كرد . [١]
٥٣.صحيح البخارى ـ به نقل از عبداللّه بن دينار ـ وقتى كه مردم با عبدالملك بيعت كردند ، عبد اللّه بن عمر ، نامه اى بدين مضمون به وى نوشت : به بنده خدا عبدالملك ، اميرمؤمنان! به درستى كه به پيروى و حرفْ شنوى نسبت به بنده خدا عبدالملك ، بر اساس سنّت خدا و پيامبر خدا در حدّ توان ، اعتراف مى كنم و فرزندانم هم بدين امر ، اقرار مى كنند . [٢]
٥٤.شرح نهج البلاغة: عبد اللّه بن عمر ، از بيعت با على عليه السلام سر باز زد و شبانه، درِ خانه حجّاج را كوبيد تا با عبدالملك ، بيعت كند ، مبادا آن شب را بدون امام به صبح رساند . اين گمان ، از آن جا برايش پيش آمد كه او از پيامبر خدا روايت كرده كه فرمود : «هركس بميرد و پيشوايى نداشته باشد ، به مرگ جاهلى مرده است» و كار بدان جا رسيد كه حجّاج ، از سر تحقير و خوار شمردن او پايش را از رخت خواب بيرون آورد و گفت : [ براى بيعت] دستت را به پايم بزن [٣] ! [٤]
٥٥.الطبقات الكبرى ـ به نقل از نافع ـ : در زمان ابن زبير ، خوارج و خَشَبيه ، [٥]
[١] فتح البارى : ١٣ / ١٩٥ .[٢] صحيح البخارى : ٦ / ٢٦٣٤ / ٦٧٧٩ و ٦٧٧٧ و ص ٢٦٥٤ / ٦٨٤٤ ، الموطّأ : ٢ / ٩٨٣ / ٣ .[٣] در كتاب الفصول المختارة در ادامه حديث، چنين آمده است : حجّاج به وى گفت: ديروز از بيعت با على عليه السلام سر باز زدى با اين كه خود اين حديث را روايت كرده اى و اينك نزد من آمده اى تا با عبدالملك برايت بيعت بگيرم ؟ دستانم مشغول است . اين پاى من است ، با آن بيعت نما ![٤] شرح نهج البلاغة : ١٣ / ٢٤٢ . نيز ، ر . ك : الفصول المختارة : ٢٤٥ .[٥] يكى از فرقه هاى جهميه كه قائل به جبرند و انسان را به منزله جماد مى دانند. (م)