سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١
٤٥١.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به مأموران خر ستم است، عذرى براى رها كردن [ خواسته او ] نمى گذارْد . پس رحم كنيد تا به شما رحم شود، بندگان خدا را شكنجه نكنيد و بيش از توانشان بر آنان تكليف مكنيد. [١]
٤٥٢.امام على عليه السلام : اى مردم! شما را به حق فرا خواندم ، از من رو گردانديد ، و با تازيانه شما را زدم، خسته ام كرديد. بدانيد كه پس از من زمامدارانى بر شما حكم رانند كه از شما بدين كار، خشنود نشوند، مگر آن كه با تازيانه و آهن، شما را شكنجه كنند؛ و امّا من شما را با تازيانه و آهن شكنجه نمى كنم ؛ چرا كه هركس مردم را در دنيا شكنجه كند، خداوند او را در آخرت، شكنجه خواهد كرد. [٢]
٤٥٣.مسند زيد ـ به نقل از زيد بن على، از پدرش، از جد به درستى كه او (على عليه السلام ) به عمر درباره زنِ حامله اى كه اعتراف به زنا كرده بود و عمر دستور داده بود سنگسار شود، گفت: «شايد بر سرش فرياد كشيده اى يا او را ترسانده اى؟» . گفت: چنين بود. فرمود: «آيا از پيامبر خدا نشنيدى كه مى فرمود: بر اعتراف كننده، پس از شكنجه حدّى نيست. به درستى كه آن كه را دربند كشى يا زندان كنى، يا تهديد كنى، اقرارش [ ارزش] ندارد؟ ». گويد: عمر، زن را آزاد كرد. سپس گفت: زنان، ناتوان اند كه فرزندى مانند على بن ابى طالب بزايند. اگر على نبود ، عمر هلاك مى شد. [٣]
٤٥٤.امام على عليه السلام ـ از سخنرانى اش در آغاز خل خدا حرامى را حرام كرده كه ناشناخته نيست، و حلالى را حلال كرده كه از عيبْ خالى است، و حرمت مسلمان را بر ديگر حرمت ها برترى داده است، و حقوق مسلمانان را با اخلاص و يگانه پرستى پيوند داده است. پس مسلمان، كسى است كه مسلمانان، از دست و
[١] وقعة صفّين : ١٠٨ ، نهج البلاغة : نامه ٥١ ، المعيار والموازنة : ١٢٢ .[٢] الغارات : ٢ / ٤٥٨ ، الإرشاد : ١ / ٣٢٢ ، شرح نهج البلاغة : ٢ / ٣٠٦ .[٣] مسند زيد : ٣٣٥ ، كشف اليقين : ٧٣ / ٥٥ ، كشف الغمّة : ١ / ١١٣ ، ذخائر العقبى : ١٤٦ .