سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٦
٣٧٢.امام على عليه السلام ـ به شريح ـ : و بدان كه صلح ميان مسلمانان رواست، مگر صلحى كه حلالى را حرام گردانَد يا حرامى را حلال سازد، و براى آن كس كه مدّعىِ شهود غايب است، مهلتى مقرّر ساز. اگر آنان را احضار كرد، حقّ او ستانده شود، و اگر آنان را حاضر ننمود، قضيّه بر وى لازم گردد؛ و بپرهيز از آن كه قضاوتى را در باب قصاص و حدود الهى و حقوق مردم به اجرا گذارى، مگر آن كه آن را بر من عرضه دارى! ـ إن شاء اللّه ـ ، و در مجلس داورى منشين، مگر آن كه غذا خورده باشى. [١]
٣٧٣.ـ به نقل از احمد بن ابى عبداللّه (به صورت مرفوع)
٣٧٤.امام على عليه السلام ـ هنگامى كه به وى خبر رسيد اى شريح! در مسجد بنشين كه آنْ عادلانه تر است ميان مردم، و به درستى كه براى قاضى سبُك است كه در خانه بنشيند. [٤]
٣٧٥.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به رفاعه، هنگ آرزوها را كنار گذار، و با هوسْ مخالفت كن، و دانش را با سيماى شايسته بيارا. شكيبايى، خوبْ كمك كارى است براى دين؛ اگر شكيبايى مردى بود، مردى شايسته بود. بپرهيز از [اظهار] افسردگى كه آن، از سبُكى و فرومايگى است! در مجلست آن را كه مانند تو نيست، حاضر مكن، و مردان شجاع را برگزين . بر پايه ظاهر، داورى كن و باطن كارها را به عالِم حقيقى (خداوند) وا گذار. اين سخن را كنار گذار كه: «گمان
[١] الكافى : ٧ / ٤١٢ / ١ ، تهذيب الأحكام : ٦ / ٢٢٥ / ٥٤١ ، من لا يحضره الفقيه : ٣ / ١٥ / ٣٢٤٣ .[٢] حديث مرفوع ، حديثى را گويند كه به پيامبر صلى الله عليه و آله يا يكى از ائمه عليهم السلام نسبت داده شود ، خواه متّصل باشد يا منقطع . (معجم مصطلحات الرجال و الدراية : ١٥٥) . (م)[٣] الكافى : ٧ / ٤١٣ / ٥ ، من لا يحضره الفقيه : ٣ / ١٤ / ٣٢٣٩ .[٤] دعائم الإسلام : ٢ / ٥٣٤ / ١٨٩٧ .