سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٨
امام مى خواست تا زمينه آماده شود و معيارها و ملاك هاى تعامل را با مردم در ميان نهد ، خطوط اصلى حكومت را وا گويد و آينده را روشن سازد ، تا مردمْ آگاهانه انتخاب كنند و هوشمندانه موضع گيرند . سخنان امام ، پس از آن تن زدن ها و نپذيرفتن ها در خطبه اى كه ياد شد و مواردى ديگر : ١ . تأكيدى است بر اين كه او شيدا و شيفته رياست نيست . اگر از خودْ سخن گفته ، اگر از ديگرسانى ها پس از پيامبر خدا ناليده ، اگر بر امامت و پيشوايى خود تأكيد كرده ، همه و همه ، براى آشكار ساختن حقايق و تأكيد بر مصالح بوده است . اكنون نيز اگر زمام امور را به دست مى گيرد و مسئوليت خلافت را مى پذيرد ، براى اجراى حقّ است و پى نهادنِ حكومتى بدان سان كه خود مى داند ومى پسندد ، تا فردا هيچ كس و هيچ گروه و قبيله اى ، به لحاظ فريادگرى و بيعت امروزش ، خود را طلبكار نداند و آهنگ تحميل خواسته هايش را بر او نداشته باشد . ٢ . تأكيدى است بر اين كه دگرگونى هايى در آموزه هاى دين ، چهره بسته است . پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، آيين الهى دست خوش دگرسانى هايى شده است . اكنون او چون زمام امور را به دست گيرد، با تحريف ها مبارزه خواهد كرد و در جهت نمودنِ چهره راستين دين از پسِ غبار تحريف ، خواهد كوشيد و اين همه ، بسى تنش هاى سياسى و اجتماعى به همراه خواهد داشت . ٣ . نشان از جامعه شناسى دقيق ، روان شناسى و زمان شناسى امام عليه السلام دارد و گواهى مى دهد كه وى فريفته روى آوردن مردم به بيعت با وى در آن شرايط ويژه سياسى نشد و آينده حكومت خود را به روشنى مى ديد و مى دانست كه شرايط براى اصلاحات علوى و باز گرداندن امّت اسلامى به روش و سيره پيامبر خدا و سنّت او فراهم نيست . همچنين نيك مى دانست كه شورش عمومى عليه عثمان ، برخاسته از