سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٨
٢٣٣.الغارات ـ به نقل از ابو اسحاق همدانى ـ : دو زن ، هنگام تقسيم ثروت ها نزد على عليه السلام آمدند ، يكى عرب و ديگرى غير عرب . به هر كدام ، ٢٥ درهم و پيمانه اى غذا داد. زنِ عرب گفت: اى امير مؤمنان! من زنى عربم و اين زن ، غير عرب است . على عليه السلام فرمود: به خدا سوگند ، من براى فرزندان اسماعيل ، برترى اى بر فرزندان اسحاق در اين غنيمت ها نمى بينم. [١]
٢٣٤.أنساب الأشراف ـ به نقل از حارث ـ : نزد على عليه السلام بودم كه دو زن ، نزد او آمدند و گفتند: اى امير مؤمنان! ما نيازمند و تهى دستيم. فرمود: «اگر راستگو باشيد ، حقوق شما بر ما و بر همه مسلمانانِ توانمند ، واجب است». آن گاه به مردى دستور داد : «به همراه اين دو زن ، به بازارِ ما روانه شو و براى هريك ، پيمانه اى غذا و سه لباس (جامه ، چارقد و چادر) خريدارى كن و به هريك ، از تقسيمى من ، صد درهم عطا كن». وقتى بازگشتند ، يكى از آنان ، از صورتش نقاب برداشت و گفت: اى امير مؤمنان! مرا برترى ده بدانچه خداوند ، تو را بدان ، برترى و شرف داده است. فرمود: «خداوند ، مرا به چه چيزى برترى و شرف داده است؟» . گفت: به پيامبر خدا . فرمود: «راست گفتى. تو كيستى؟». گفت من ، زنى عرب هستم و اين زن ، از بردگان آزاد شده است. [ حارث] گويد: چيزى را از زمين برگرفت و سپس گفت: «آنچه را ميان دو لوح بود ، مطالعه كردم. در آن ، فضيلتى براى فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق نيافتم ، ولو به اندازه بالِ پشه اى» . [٢]
[١] الغارات : ١ / ٧٠ . نيز ، ر . ك : الاختصاص : ١٥١ ، السنن الكبرى : ٦ / ٥٦٧ / ١٢٩٩٠ .[٢] أنساب الأشراف : ٢ / ٣٧٦ .