سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥
٨ / ١٣
تبعيد يا زندانى كردن توطئه گران
٤٦٣.شرح نهج البلاغة: گزارش شده كه عمران بن حصين، از كناره گيران از على عليه السلام بود و على عليه السلام او را به مدائن تبعيد كرد؛ چرا كه مى گفت: اگر على بميرد، نمى دانم مرگش چگونه است!؟ و اگر كشته شود ـ كه اميد داريم كشته شود ـ ، برايش اميدوارم! [١]
٤٦٤.الغارات ـ به نقل از سعيد اشعرى ـ : على عليه السلام هنگام حركت به سوى نهروان ، مردى از قبيله نخع را جانشين كرد كه نامش هانى بن هوذه بود . وى به على عليه السلام نامه نوشت كه غنى و باهله فتنه كرده اند و دعا كرده اند كه دشمنت پيروز گردد . على عليه السلام به او نوشت : «آنان را از كوفه بيرون كن و هيچ يك از آنان را رها مكن». [٢]
٤٦٥.تاريخ الطبرى ـ به نقل از محلّ بن خليفه ـ : مردى از قبيله بنى سدوس كه نامش عَيْزار بن اخنس بود و به باورهاى خوارج اعتقاد داشت، به سمت آنان حركت كرد. در بيرون مدائن، با عدى بن حاتم رو به رو شد كه همراهش اسود بن قيس مرادى و اسود بن يزيد مرادى بودند. عيزار، وقتى با عدى روبه رو شد، گفت: آيا سالمِ بهره بَرى يا ستمگرِ گنهكار؟ عدى گفت: سالمِ بهره بَر. آن دو مرادى گفتند: اين سخن را نگفتى، مگر به جهت شرّى كه در باطن دارى. به درستى كه ما مى دانيم كه عقيده خوارج را دارى. اى عيزار! از ما جدا نمى شوى تا
[١] شرح نهج البلاغة : ٤ / ٧٧ .[٢] الغارات : ١ / ١٨ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٣٥٦ / ٥٨٨ .