سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦
إنَّ هذَا الإِسلامَ دينُ اللّه ِ الَّذِي اصطَفاهُ لِنَفْسِهِ ، وَاصطَنَعَهُ عَلى عَينِهِ وأصفاهُ خِيَرَةَ خَلقِهِ ، وأقامَ دَعائِمَهُ عَلى مَحَبَّتِهِ . [١] اسلام ، دين خداوند است كه آن را براى خود برگزيد و به ديده عنايت خويش ، آن را بپروريد ، و بهترين آفريدگان خود را ويژه آن ساخت و ستون هاىِ آن را بر دوستى خود ، استوار داشت . پيشوايان دينى و رهبران راستين سياسى امّت اسلامى، جلوه هاى محبّت مردم به آفريدگارند و مهرورزى مردم به آنان، مهرورزى به خداست. بر اين اساس، پايگاه اصلى حكومت اسلامى، فراتر از بيعت و رأى مردم است. حكومت اسلامى، ريشه در عشق و محبّت مردم دارد؛ واين است راز آن همه تأكيد قرآن و احاديث اسلامى بر محبّت اهل بيت عليهم السلام. از سوى ديگر، روشن است كه محبّت، امرى دستورى نيست. چنين نيست كه بتوان انسان را با بخش نامه اى، بر خلاف كشش درونى او، به مهرورزى به كسى يا چيزى وا داشت. انسان، عاشق زيبايى هاست. عشق به زيبايى، در اعماق جان انسان است. او به گونه اى فطرى، همه زيبايى هاى مادّى و معنوى را دوست دارد. بدين سان، اگر بينش، منش و كردار كسى را زيبا ديد، به او عشق مى ورزد، و اگر نازيبا ديد، از او روى برمى تابد. اين، مقتضاى فطرت اوست، مگر اين كه فطرت او ديگرسان شود. از اين جا در مى يابيم كه راز تأكيد بر محبّت اهل بيت، و فلسفه وجوب دوستى آن بزرگواران، ترغيب به شناخت واقعى آنهاست؛ چرا كه منش، رفتار و تعامل آنان با مردمان، آن سان زيبا و كشش آفرين است كه شناخت بى پيرايه و واقعىْ همان، و دلبستگى و سپس وابستگى، همان. نمى شود آن همه زيبايى نهفته در رفتار على عليه السلام
[١] دعائم الإسلام : ١ / ٧١ ، دوستى در قرآن و حديث: ٢٥٩ : (نقش دوستى در سرنوشت انسان).[٢] نهج البلاغة : خطبه ١٩٨ ، دوستى در قرآن و حديث: ٣٠٩: (اسباب خدا دوستى).