سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧
٣٧٥.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به رفاعه، هنگ مى كنم!» يا «به نظرم!». در دين، اشكالى نيست. [١] با سفيهان و دين شناسانْ جدال مكن؛ اما دين شناس، چون از بركتش تو را محروم سازد؛ و سفيه، بدى هايش تو را غمگين كند. با اهل كتاب، بجز با روش پسنديده قرآن و حديث، جدال مكن. خود را به خنده عادت مده كه هيبت آدمى را مى ريزد و صاحبان دعوا را بر دشمنى جرى سازد. از قبول هديه از صاحبان دعوا بپرهيز و از باطن كارها برحذر باش! آن كه زنى نادان را امين شمارد و با او مشورت كند و بپذيرد، پشيمان گردد. از اشك مؤمن، برحذر باش؛ چرا كه هر كه او را به گريه آورد، بشكند و درياهاى آتش را از صاحب اشك، خاموش سازد. صاحبان دعوا را تحقير مكن و گدا را [ از خود ] مران. در مجلس داورى، جز با دين شناسان هم نشينى مكن و در فتاوا مشورت منما [٢] ؛ چرا كه مشورت در جنگ و مصلحت هاى فورى باشد، و امور دينى با رأى و نظر نيست، بلكه با تبعيت و پيروى است. امور واجب را ضايع مساز، و بر نافله ها (امور مستحب) تكيه منما. به آن كس كه به تو بدى كرد، نيكى روا دار، و از آن كه به تو ستم كرد ، گذشت كن، و براى آن كه تو را يارى رسانْد، دعا كن، و بر آن كس كه تو را محروم كرد ، ببخشاى ، و در برابر آن كه به تو بخشيد، فروتنى كن. خدا را بر آنچه به تو بخشيد، سپاس گو و او را بر آنچه تو را آزمود، ستايش كن. دانش [و معارف دينى]، سه چيز است: نشانه اى استوار، سنّتى پيروى شده، و فريضه اى معتدل؛ و معيار اين سه، دستورات ماست. [٣]
٣٧٦.امام على عليه السلام ـ به رفاعه ـ : داورى مكن در حالى كه خشمگينى، و نيز آن گاه كه مستِ خوابى . [٤]
[١] ظاهرا مراد آن است كه احكام الهى روشن و واضح است و جاى جدل و فلسفه بافى ندارد . (م)[٢] ظاهرا بدين منظور است كه احكام الهى در آن روزگار ، روشن بود و جايى براى اجتهادهاى پيچيده و دشوار نبود . (م)[٣] دعائم الإسلام : ٢ / ٥٣٤ / ١٨٩٩ .[٤] دعائم الإسلام : ٢ / ٥٣٧ / ١٩٠٩ ، دستور معالم الحكم : ٦٣ .