سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧
٣١٩.امام على عليه السلام ـ در عهدنامه اش به مالك اش شهروندان و دوستى و لطف به آنان را وارد ساز و بر آنان ، درنده اى آسيب رسان مباش كه خوردن شكارش را غنيمت داند؛ چراكه شهروندان ، دو دسته اند : دسته اى برادر دينى تواند، و دسته ديگر ، در آفرينشْ همانند تو. لغزش هايى از آنان سرى زند و عيب هايى بر آنان عارض مى گردد و خواسته يا نخواسته ، خطايى بر دستشان مى رود. پس به آنان ، از بخشش و گذشت خود ، نصيبى رسان ، چنان كه دوست مى دارى خداوند به تو از بخشش و گذشتش عطا كند؛ چه، تو بالا دستِ آنانى و حكمرانِ بر تو بالا دستِ توست ، و خدا ، بالادستِ كسى است كه تو را به ولايت رساند؛ و خداوند ، ساماندهى كارشان را از تو خواست و تو را به وسيله آنان ، آزمايش كرد؛ و خود را آماده جنگ با خدا مكن كه كيفر او را تاب نياورى و از عفو و مهربانى او بى نياز نيستى.... بدان كه هيچ چيز به خوش گمانى زمامدار به شهروند، واداركننده تر نيست از نيكى زمامدار در حقّ شهروندان و سبُك كردن هزينه ها بر آنان و آزاد گذاشتن ابراز ناخوشى از آنچه در آن زمينه ، حقّى ندارد. پس رفتار تو چنان باشد كه خوش گمانى به شهروندان را برايت فراهم سازد؛ چرا كه خوش گمانى ، رنج دراز را از تو بزدايد و سزاوارترين كس به خوش گمانى تو كسى است كه رفتار نيكت درباره اوست ، و سزاوارترين كس به بدگمانى ، كسى است كه از تو به او بدى رسيد. [١] [ در تحف العقول اين زيادى وجود دارد :] اين جايگاه را به سود يا زيان خود ، بشناس، تا بينايى ات در كار نيك ، بالا رود و خوش ابتلايى ات نزد عامّه افزون گردد ، علاوه بر آنچه خداوند، بدين سبب در قيامت برايت مهيّا سازد. [٢]
٣٢٠.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به ابن عبّاس بدان كه بصره، جاى فرود شيطان و محل رويش فتنه هاست. پس با مردمان آن
[١] نهج البلاغة : نامه ٥٣ ، دعائم الإسلام : ١ / ٣٥٤ ـ ٣٥٦ .[٢] تحف العقول : ١٢٦ ـ ١٣٠ .